![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ می کوشد کلکینی مجازی برای همه کودکان افغانستان باشد که از یاد رفته اند |
(با اجازه از محمد گلى )
نازى كوچولو لباس پدر را مى پوشد مى خواهد پدر شود تا همه به او احترام بگذارند اما لباس پدر برايش بزرگ است و همه را مى خنداند! نازى ظرف ها را برمى دارد فكر مى كند بهتر است مادر شود تا همه دوستش داشته باشند اما ظرف ها رها مى شوند كف اتاق! جرينگ... نازى كفش هاى برادرش را مى پوشد مى خواهد فوتباليستى معروف بشود بند كفش ها باز مى شوند و او محكم زمين مى خورد اشك هاى نازى مثل رودى كوچك، مى ريزد مى پرسد: پدر بزرگ، خسته شدم پس من بايد مثل كى باشم پدر بزرگش لبخند مى زند: همين طورى كه هستى همه دوستت دارند فقط نازى باش نازى |
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
روز معلم بر تمام معلمان خوب جهان به ويژه معلمان عزيز افغانستان عزيز مبارك باد . اگر چه 12 ثور بر اساس تقويم ايران روز معلم است و روز معلم در افغانستان مطايق با روز جهاني آن است . اما نمي شود ازاين روز بي تفاوت گذشت چون هزاران دانش آموز افغاني كه در مدارس دولتي يا مدارس خودگردان در ايران مشغول به آموزش هستند ، در اين روز با شادي و تهيه كردن هديه اي يا شاخه گلي از مقام معلم شان قدر داني ميكنند. كار نيكويي كه به دانش آموزان ياد مي دهد در همه حال از معلم شان سپاسگذار باشند . ديروز روز معلم بود بسياري از دانش آموزان را ديدم كه با شاخه گلي بر دست مدرسه مي رفتند . هريكي شان با دنياي از شادابي از اين روز مبارك با زبان شيرين كودكانه شان و از هديه اي كه گرفته بودند با هم می گفتند. اين مقام معلم است كه بيش از تمام شغل هاي رايج در هر كشور مورد توجه کودکان است . وقتي از كودكان بخواهیم بپرسيم كه در آينده می خواهی چه كاره شوي ؟ بسياري از آن ها مي گويند معلم . آي دانش آموزان ديروز ، بیایید هواي دانش آموزان امروز را داشته باشيم. به سليقه و تفكر شان بها بدهيم . بياييم تصميم بگيريم كه حد اقل 20 در صد نه ، 10 در صد از كل هزينه هاي حاشيه اي كه براي آنها مي كنيم . براي آنها كتاب بخريم . خب ، از روز معلم دور نشويم . يكي ازمليون ها دانش آموز دخترم "بتول" است . او در کلاس اول مدرسه بنکدار باقر شهر درس می خواند . او نيز با شور و شوق كودكانه اش با تكرار بعضي ازواژه هاي كه هر روز آن را در مدرسه مي شنود و به حافظه اش می سپاردخیال می کند شعری کفته است ."بتول " با ذهن كودكانه خود براي معلمش فكر مي كند . برای معلمش خانم شفیع خانی شعرواره ی سروده است . پيش از آن كه او شعر واره اش را براي معلمش بخواند براي من خواند . بهتر ديدم كه شما هم با ذهن كودكانه او آشنا شويد . پربا ، بر جا خانم شفيع خاني بفرما شما فرشته ي روي زميني براي ما خيلي عزيزي برپا ، برجا خانم شفيع خاني بفرما روز معلم مبارك باد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
اشاره: در جهاردهم ماه حمل به مناسبت روز جهانی کتاب کودک بيانيه ازطرف انجمن نويسندگان كودك و نوجوان به مناسبت این روز منتشر شد . این انجمن فراتر از کتاب خوانی کودکان ، به ظلم وستمی که نسبت به کودکان می شود را مد نظر قرار داده و در این ارتباط هشدار داده است . در این بیانیه آمده است :
خوشتر آن بود که امسال به مناسبت روز جهاني کتاب کودک، سخن از وضعيت کتاب و کتابخواني و راههاي ترويج آن به ميان ميآمد، اما گاه شرايطي پيش ميآيد که گذشته از تهديد فرهنگ کتابخواني ميان کودکان، خود آنها و حياتشان را نيز تهديد ميکند. اين شرايط را ميتوان در وجوه گوناگوني مشاهده کرد، همچون نظاميگري، سوء استفاده از نيروي کار کودکان، آزار و اذيت آنها و مانند آن. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 0 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
دوستان با تاخير 11 روزه و بعد از روز نوروز عرض مي كنم كه ( به شكوفه ها به باران برسان سلام مارا ) ، سال نو بر شما مبارك . من پيش از نوروز به سفر رفته بودم و امروز برگشته ام . ياران و عزيزاني كه در اين چند روز در اين باغ آمديد و بي آنكه گلريزي شود در قدوم تان ، پوزش مي خواهم . باور بفرماييد همواره ذهنم در اين باغ بود دوستاني كه به هوا خوري مي آمدند . هنوز هم دلم براي كودكي هايم مي تپد و مزه اي شيرين روز هاي كودكي و ميله نوروز و اسپك چوبي سواري يا ملاقي هاي با جايزه روز هاي نوروز در كارته سخي را به ياد دارم . كودكان ديروز براي كودكان تان و كودكان امروز خانواده اي تان حطما از روز هاي خوش كودكي هاي تان بگوييد . ياد تان نرود به بچه ها از گذشته ها بگوييد .
با اين دوبيتي روز هاي خوشي و نوروز ي براي تان آرزو مي كنم . مرا ميله سخي در ياد مانده برايم لحظه هاي شاد مانده رها در باغ بابر بند قرغه دلم در هاي و هوي باد مانده |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
![]() خبرتلخ ، تلخ است . آنهم اگر فجيعانه باشد و در آن از پرپر شدن غنچه هاي زندگي ( كودكان ) خبر دهد . قصه اي كودكان امروز فلسطين ؛ قصه ديروز كودكان كشور ماهم است . قصه اي كودكان عراقي هم است و حتي مي تواند قصه اي تلخي براي تمام كودكان جهان باشد . يادم مي آيد در سال 1371 و قتي قدرت پرستان در كابل براي حفظ چوكي شان ، به جان مردم بي پناه كابل افتاده بودند . در يكي از همان روز ها بسيار تلخ كه آتش از همه سوي مي باريد و راكت ها سرگردان در آسمان كابل باچشم ديده مي شد. بمبي هم از طياره اي دولت وقت در خانه اي در سرك شورا فرود آمد. بريك خانواده اي 6 نفري . خودم آن جا بودم . پدر و مادر خانواده در همان اول انفجار بدرود حيات گفته بودند و هردو را بر يك چارپايي بستيم تا براي دفن در گورستان سر كاريز برسانيم ؛ چون كسي نبود مارا همراهي كند . اين خانه خانه اي همسايه ء ما بود و دختري جواني داشت . او قصه اي يتيمي اش را فرا موش كرده بود و شب تا صبح بر دور خانه ويرانش مي گشت و چيغ مي زد ؛ جاويد ، جاويد، جاوي ي ي ي ي ي ي يد . جاويد برادر يك ساله او بود كه فردا از زير آوارها پيدا شد . دنيا مي داند كه چقدر كودكان معصوم ديگر در افغانستان و عراق كه حق زندگي كردن داشتن بر اثر بمبهاي مدرن وهدايت شونده اي آمريكاييها از بين رفتند . بگزريم . امروز مي بينيم كه تمام ماهواره ها ، تلويزيون ها، رسانه ها و روزنامه ها تصاويري تلخي از كودكان فلسطيني به جهان مخابره مي كنند؛ كه خود نمودار جنايت وحشييانه اي سربازان اسراييلي اند . اما هيچ كشوري علنا آنرا محكوم نكردند و نمي كنند حتي ساز مان ملل .كجايند حقوق بشري كه اين وقايع را نمي بينند . كجايند كشورهاي كه دم از صلح و آزادي مي زنند . راستي آرم صلح جهاني از چه چيزي شكل يافته است ؟ يا اينكه فلسطين و مردم بي نوايش جزء اين كره اي خاكي به شمار نمي آيد كه اين چنين ذليلانه خاموش مانده ايد . اين وبلاگ ضمن محكوم كردن جنايات ضد بشري و نسل كشي آشكار اسراييل در فلسطين اشغالي ، با ابراز همدردي با خانواده هاي بي پناه فلسطين بر كودكان شهيد آن سرزمين زيتون و زخم . درود مي فرستد . اميدوار است كه ديگر در هيچ جاي دنيا جنگي اتفاق نيفتد و كودكي پرپر نشود و تمام ماشين هاي جنگي قدرت طلبان جهاني هم ازكار بيفتند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
کجایی غنچه ای سرخم
کجایی غنچه ای شادم بیا دروازه را وا کن پرستو جان آزادم
پرستو جان من ! باباست ببین در میزند تق تق برایت میوه آوردم دوتا بادام دوتا اشتق
چرا قهری نمی آیی هوا صاف است و مهتابی گلم ، از کار بر گشتم نمی آیی مگر خوابی
منم بابای بد قولت که پیشت میکنم زاری ببخش این دفعه هم بابا کمی دیر آمدم ، آری
بخند آرام چون عکست بمان آرام تر پایت به روی شانه های من برو تا شهر رویایت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
دوستي به من ايميل زده و پرسيده بود كه اين شل سيلور استاين كي و كجايي است ؟ اطلاعاتي كمي كه در باره ي او داشتم برايش نوشتم . بعد گفتم خوب بهتر است كه همين نوشته را در اين پست بگذارم تا دوستاني ديگري هم از آن استفاده ببرند . شل سيلور استاين در سال 1932 در ايالت شيكاگوي امريكا متولد شد. شل ، از 30 سالگي به نوشتن آغاز كرد ه وكتاب هاي زيادي را به چاپ رسانده است. اما معروف ترين كتاب هاي او در باره ي كودكان است كه حتي مخاطب بزرگسال هم دارد . يكي از القاب كه سيلور استاين داده اند اين است "مردي كه كودكي اش را در بكسي با خود مي برد" . در واقع اين لقب به اين دليل نيست كه او نويسنده اي كودكان است ، او نويسنده اي براي كودكي هاي همه است .به همه آدم بزرگ هايي كه كودكي شان از ياد شان رفته است . سيلور استاين دوران عسكري اش در جبهه هاي جنگ كشور هاي كره و جاپان گذرانده است او در آن وقت به صورت كاريكاتور در روزنامه ارتش در مورد صلح كاريكاتور هايش را به چاپ مي رسانده است .او در بيشتر آثارش كه براي كودكان نوشته است به خصوص در كتاب هاي اوليه اش از خود به كاكا شلبي نام برده است و با اين نام هنوز بسياري اورا مي شناسند . سيلور استاين با ساده ترين كلمات به سراغ مخاطبان مي رود وبا همان سادگي از زندگي بزرگسالان انتقاد مي كند . در واقع او با نگاه دو گانه وطنز آميز خود تنها نويسنده اي است كه در هيچ قالب معين نمي گنجد . شل ، در سال 1999 در ايالت فلوريداي آمريكا از اين دنيا رفت و كودكان جهان را با كتاب هايش تنها گذاشت . تنها در آمريكا از كارهاي شاد و تصويري او 14 مليون نسخه چاپ شده است . به شعري از او توجه كنيد شب وقتي كه تنهايي ديگر نبايد از چيزي بترسي! چون مي تاني مطمئن باشي كه كسي نيست تا با حرفهايش آزارت بدهد ... اما من روزها را تر جيح مي دهم چون فقط آن موقع وجودت واقعي است . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
دوستان ! این شعر خیلی مرا به یاد کودکان بی سر پناه وطنم انداخت . آیا در این سرمای جان سوز بچه ها بیشتر نمی میرند؟ آیا ما چقدر به کودکان خود بها می دهیم و به خواسته های آنان ارز ش قائل می شویم . این شعر را بخوانید و لا اقل کمی برای کودکی های خود تان فکر کنید .
گوینده اخبار گفت : در جنگ ها ، بچه ها بیشتر می میرند. وقتی بیماری مسری شایع می شود ، بچه ها بیشتر می میرند. محیط زیست که آلوده می شود ، بچه ها بیشتر می میرند . این خیلی بد است که بچه ها تند تند می میرند چون این طوری که هیچ وقت بزرگ نمی شوند . ( شل سیلور استاین ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
با عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری قافله سالار کربلا و یاران با وفایش . یاران همراه خوب می دانید که در نهضت کربلا ، در سال ۶۱ هجری به رهبری امام حسین (ع) کود کان نیز نقش مهمی داشته اند . بیایید برای کودکان خود از این فدا کاری ها وبعد معرفتی آن بیشتر بگوییم ، تابعد عزاداری . تا باشد پیام ها ی آنرا بیشتر درک کنند . این شعر را تقدیم می کنم به بچه های عاشورا یی کشورم آن های که آینده داران این راه اند . كوچهها سكوت كوچهها سياه گريه ميكنند آسمان و ماه كوچهها غريب بچهها غمين كربلا كجاست روي اين زمين بچهها همه تكيه ساختند كوچه را پر از گريه ساختند سينه ميزنند بچهها مدام چون فرشتهها ميدهند سلام تكيه بي چراغ گريه بي صدا ميرسد به گوش ذكر يا خدا ناگهان وزيد بوي خوش عجيب بوي خوشتر از بوي نان و سيب تكيه شد پر از شور يا حسين كوچه شد پر از نور يا حسين |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
مولاناي بلخ شاعر جهاني
چند ماه پيش در يكي از سايتهاي خبري اين خبر آمده بود كه دولتهاي سه كشور تركيه، افغانستان و مصر بودجهيي را به برگذاري مراسم هشتصدمين سال تولد جلالالدينمحمد بلخي اختصاص دادهاند و از سوي سازمان يونسكو به عنوان برگذاركنندهگان سال مولوي به رسميت شناخته شدهاند. اين خبر را چند بار خواندم. با خود گفتم، حالا كه اين اتفاق فرخنده در حال شكلگيري است، ما چهقدر مولوي بلخي را ميشناسيم؟ كودكان ما چهقدر با اين شاعر بلندآوازهي سرزمينشان آشنايي دارند؟ از سوي ديگر از طرف سازمان علمي و فرهنگي يونسكو امسال به عنوان سال مولوي در جهان نامگذاري شده است. جلالالدينمحمد بلخي ملقب به مولوي رومي از بزرگترين عرفا، شعرا و حكماي عاليقدر جهان اسلام در ماه ربيعالاول سال 604 هجري قمري در بلخ افغانستان به دنيا آمد. پدرش سخنور سرشناس بلخ بهاءالدين ولد معروف به بهاء ولد بود كه مدرس نامدار روزگار خود بوده است. به روايتي جلالالدينمحمد 14 ساله بود كه با پدرش بلخ را ترك كردند. آنها هنگامي كه وارد نيشابور شدند، شيخ عطار را ملاقات كردند. شيخ نيز كتاب اسرارنامهي خود را به جلالالدين نوجوان هديه داد و به پدرش گفت: «زو باشد كه پسر تو آتش در سوختهگان عالم زند.» علت شهرت بيمانند مولوي به عنوان چهرهي برجستهيي در تاريخ مشاهير علم و ادب دنيا، ماندهگاري ميراث ادبي او است. ميراث ادبي اين شاعر بزرگ پسر از گذشت هشتصد سال با شادابي و طراوت كامل بيش از اشعار شاعران پيش و بعد از خود چون سنايي عزنوي، عطار نيشابوري و... همچنان جايگاه والايي دارد. در اشعار مولوي شادي و نشاط حرف اول را ميزند. شادي و نشاطي صميمي كه در جان آدم ريشه ميدواند و تازهگي ميبخشد. كلمن باركس، شاعر و مولويشناس امريكايي، گفته است كه اشعار مولوي در روح امريكاييها جان تازهيي دميده است. اشعار اين شاعر فارسيگوي پر خوانندهترين كتاب شعر در ده سال گذشته در آمريكا بوده. مولوي حقيقت دوستي را به ما يادآور شد. عشق سركش و نجابت سرزندهيي را به ما آموخت. مولوي به آمريكاييها آموخت كه چگونه به اسلام عشق بورزند. زندهگي مولوي پس از آشنايي با شمس تبريزي كه از عارفان شوريدهي روزگار خود بود، دگرگون شد و روحش در آسمانها به پرواز درآمد و غزليات شورانگيزش را به نام شمس زينت داد. سرانجام اين شاعر آسماني در اوايل جماديالآخر سال 672 هجري قمري در شهر قونيهي تركيه به ديدار حق شتافت و در همانجا به خاك سپرده شد. حالا آرامگاه اين شاعر در قونيه زيارتگاه دوستداران شعر فارسي از سراسر جهان است كه هر ساله در آنجا جمع مي شوند و مراسم باشكوهي را برگزار ميكنند. آرامگاه مولوي به گنبد سبز معروف است. مردم محلي آرامگاهش را «آستان» مينامند. آستان يك واژهي فارسي است. بسياري از دوستداران و مريدان مولوي نيز در اين آرامگاه به خاك سپرده شدهاند. مقبرهي مولانا پوشيده از اطلس رنگي است كه سلطان عثماني عبدالحميد دوم در سال 1894 آن را هديه كرده است. ضريح اصلي مولوي از چوب است كه در سدهي شانزدهم ميلادي آن را برداشتهاند و بر مرقد پدرش بهاء ولد گذاشتهاند كه از شاهكارهاي دورهي سلجوقيان به شمار ميرود. مزار پدرش در كنار مزار مولوي قرار دارد. روي هم 65 مقبره در بارگاه مولوي وجود دارد. بالاي قبر مردان عمامه گذاشتهاند ولي روي قبر زنان چيزي نيست. آثار و يادگارهاي ارزشمند مولوي بلخي از نظم و نثر اينها است: مثنوي معنوي، كليات شمس(غزليات مولوي)، رباعيات، فيه مافيه. شما حتماً شعر «بشنو از ني» را كه بسيار معروف هم است و در آغاز كتاب مثنوي ومعنوی این شاعر آمده است شنيدهايد: بشنو از ني چون حكايت ميكند وز از جداييها شكايت ميكند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
باسلام و تقدِيم به تمام بچه های که زمستان و آدم برفی ساختن را دوست دارند.
يک روزی سرد وابر ی كمپيرك آمد از دشت
گروم، گروم، گروم پس بر بام خانه ميگشت
بر روي خانهها ريخت در كوچه حرف آورد
آورده بود برايم اين برف ُ حرف تازه
درکوچه من دويدم لخشيدم و نشستم
پاغنده های برفی افتاده از دو دستم
اما تمام كوچه لبريز خنده گرديد
وقتي كه آدمكها با برف زنده گرديد |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم دی 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم دی 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
دیروز پنجشنبه ۲۲/۹ /۸۶ نمایشگاه عکس ، با عنوان کودکان کار از سوی "خانه کودک شوش " در فرهنگسرای ارسباران "هنر" گشایش یافت . این عکسها توسط کودکان زیر پوشش این خانه که بسیاری از آنها افغانستانی اند گرفته شده .در این پست به این بهانه این عکس و مطلب را می گذارم تا باشد که ما به کودکان خود بیشتر بها داده و فکر کنیم .
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|||||||
|
وطنم تو سبزه زاري تو صداي جويباري تو زلال چشمه هستي تو هواي تازه داري به هواي تازه ي تو دل من دل پرستو بزند چو شاپرك پر به هواي بوي شب بو برود به آسمانت ببرد به ماه شب گل چو ستاره هر شب از دور برود به شهر كابل سبدي پر از ترانه بدهد به كودكانش سبدي پر از جوانه بدهد به باغبانش سخنم هميشه اين است وطنم تو نوبهاري وطنم تو زنده هستي وطنم تو ماند گاري |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
یاران جوان مرد از این که دیر دیر خد مت شما میرسم یا به فرموده دوستی دیر دیر این خانه را آب و جارو می کنم ببخشید . اگر حمل بر خود ستایی ندانید در این پست خبری را از سایت خبرگزاری صدای افغان تقدیم شما خوبان میکنم ، زیرا مرتبط با کودک است آن هم کودک افغان که دیریست فراموش شده اند . زمانی به یاد می آیند که استفاده ابزاری داشته باشند تا آقایان چوکی دوست بتوانند کمی بالا تر صعود کنند .
بروزرسانی : سه شنبه 29 عقرب 1386 منبع : خبرگزاري صداي افغان(آوا)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
ناز مرا می دهد باز پدر جان من باز مرا مي برد خانه ي كاكا حسن خانه ي كاكاحسن باغ پر از ميوه است سيب انار از درخت هم قد من شيوه است مي دوم از روي شوق زير درختان باغ ميپرد از چيغ من د سته ي گنجشك و زاغ نازنين ريزه گك پشت سرم ميدود باز سر انگشت او قتقتكم مي دهد خنده کنان می دویم مثل دو تا سار ناز مثل دو تا سيب سرخ ميخوريم از شاخ گاز |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
مدال برنز مسابقات اروپايي براي نوجوان افغان در لهستان مهدی شفايي نوجوان 16 ساله افغاني مقيم فنلاند مقام سوم را در مسابقات اروپايي ووشو در لهستان بدست آورد. اين مسابقات که بزرگترين مسابقات اروپايي ورزش ووشو به حساب مي آيد با شرکت 22 کشور اروپايي در تاريخ 4 تا 7 اکتبر در شهر ورشو مرکز لهستان از سوی فدراسيون ورزش ووشو در اروپا برگذار شد. مهدي شفايي كه در اين مسابقات از كشور فنلاند نمايندگي مي كرد ريکو لوککونن به عنوان مربي، يوری ساکسدورف داور مسابقات او را همراهي مي كرد . اين نوجوان افغانستاني موفق شددر مسابقات انفرادی ورزشکاران کشورهای مختلف، در رشته ي شمشير پهن "دائو" مقام سوم و مدال برنز، در مسابقات چوب "گون" مقام چهارم و در مسابقات بدون سلاح، رشته (چانگ چوان) مقام ششم را كسب كند . قابل ذکر است که مهدی از سن 4 سالگي زيرنظر پدرش حامد شفايي سر مربي انجمن ووشو- کونگ فوی كشور فنلاند آموزش های لازم اين ورزش زيبا را ديده و تا به حال در مسابقات مختلف ملي و بين المللي شرکت كرده ونزديك به 20 مدال را کسب کرده است. در سال جاری وی يک مدال نقره و يک مدال برنز را از مسابقات ووشوی کشورهای اسکانديناوی که در ماه مي 2007 در كشور نروژ با شرکت کشورهای نروژ، سويدن، ايسلند و فنلاند برگزار شد، بدست آورد. همچنين خواهرش ليلا شفايي در مسابقات کشورهای اسکانديناوی دو مدال طلا را از آن خود نمود که در مجموع تيم ملي ووشوی فنلاند برنده ای 20 مدال در مسابقات کشورهای اسکانديناوی گرديد. ما اين موفقيت ورزشي را به تمام نوجوانان وكودكان شاد سالم افغانستان تبريك مي گويم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط محمد سرور رجایی |
|
|
دوستان سلام . مقولهء شعر کودک در تمام دنیا یک اصل به شمار می رود ، ولی متاسفانه این مقوله در کشور ما هیچگاه جدی گرفته نشده است .ازاین رو می بینیم که در عرصهء ادبیات کودک ، به اندازهء انگشتان دست خود ،مجموعه شعر کودک نداریم . خوشبختانه در این دوسه سال اخیر خبر های خوش آیندی به گوش می رسد ، که چندی قبل خبر چاپ سه مجموعه شعر کودک را که درشهر باستانی هرات انتشار یافته بود ،در این جا تقدیم شما خوبان کردم . از این که این مجموعه ها مورد توجه دوستان ما قرار گرفه است جای بسیار امید واری در ادبیات کودک است .آقای محمد یعقوبی از دوستان ما در انجمن قلم هرات نگاهی منتقدانه به این مجموعه ها داشته است که آنرا چندی پیش در وبلاگ این انجمن گذاشته بود اگر خودخواهی ندانید در این پست آن مطلب را می آورم .با این یاد آوری که آقای یعقوبی فکر میکنم نوشته اش را دوباره خوانی نکرده است و دارای چند اشتباه تایپی بود که من با اجازه او اصلاحش می کنم .دوست دارم اگردوستانی دیگری این کتاب را دیده باشند نظرات شان را بدانم . همه مي دانيم و خوب مي دانيم كه آيندۀ افغانستان وابسطۀ به آموزش و پرورش صحيح كودكان و نوجوانان امروز ماست . در اين ميان نقش ادبيات كودك كاملا بارز است. انتقال مفاهيمي چون عدالت، آزاديخواهي، اسطوره هاي مذهبي و ملي، نوع دوستي، وطن پرستي و غيره از اين طريق نقش به سزائي در شكل گرفتن صحيح ذهنيت اطفالمان دارد. چنين است كه جامعۀ سالم و داراي مدنيت چنين براي آموزش صحيح كوچكترين و بنيادي ترين عضو جامعه بها مي دهد. اين مختصر مقدمه اي بود كه به شما سه كتاب ارزشمندي كه اخيرا در هرات به چاپ رسيده است را معرفي كنم. "گلهاي باغ كابل"، " پرنده باش " و "شهر گلها " سه مجموعۀ شعر كودك است كه توسط ليسۀ خصوصي توحيد به چاپ رسيده است. شعرهاي كتاب اول از محمد سرور رجائي و تصاوير توسط زهرا جوادي كشيده شده است. اگر مقايسه اي بين اين سه مجموعه داشته باشيد مي بينيد كه شعرهاي گلهاي باغ كابل برتر از دو مجموعۀ ديگر مي نمايد. طوريكه رجايي به موضوعات متنوعي از جمله اسطوره هاي مذهبي، وحدت ملي و عنعنات ملي به خوبي پرداخته است. تصاوير آن كتاب نيز خيلي بومي مينمايد. " جشن گل " شعر خوبي است از اين دست كه از اقوام مختلف افغانستان چنين به خوبي نام مي گيرد: در ميله جاي كابل با نام و ياد كودك در جشن گل نشستند خورشيد هاي کوچک مانند آفتاب است اين دختر هزاره چشمش شبيه بادام دستش پر از ستاره |