(این گزارش کوتاه را برای نشریه کودکان و نوجوانان «باغ» نوشته بودم. چون بسیاری از دوستان دسترسی به باغ ندارند، در این پست گذاشتم تا بخوانند. امیدوارم از این که در این روزها دیر به دیر عرض ارادتی به حضور شما میشود. به بزرگواری خود تان ببخشید)

یکی بود یکی نبود. اما گلهای دوست داشتنی باغ زیاد بود. گلهای دوست داشتنی باغ سلام. دو هفته پیش به جای همهی شما خوبان به غربی ترین شهر ایران، به ارومیه رفته بودم. در شهری که به همت کانون پرورشی کودکان و نوجوانان ایران، پانزدهمین جشنواره بین المللی قصه گویی با حضور ۵۳ قصه گوی ایرانی و خارجی از ۱۳ کشور جهان در ان شهر به مدت سه روز برگزار شد. فضای جشنواره فضای بسیار با نشاطی بود، خصوصا اجرای هنرمندانه کودکان با لباس و حرکات موزون محلی در افتتاحیه جشنواره از به یادماندنی ترین بخش آن بود. لازم است بدانید که قصه گویان هنرمند این کشورها از سه قاره جهان در این جشنواره شرکت کرده بودند. از افغانستان، کانادا، آفریقای جنوبی، روسیه، تاجیکستان، کنیا، اندونزی، دانمارک، کانادا، لبنان، پرتقال، اردن، رومانی، تاجیکستان، ترکیه و سوریه شرکت کرده اند بد نیست بدانید که در این جشنواره از هزار و ۱۵۰ قصه گوی برتر ایران و دنیا ۵۳ قصه گو توانسته بودند موفق به راهیابی به این جشنواره شوند. از این تعداد ۱۱ قصه گو از کشورهای خارجی حضور داشتند، خانم بانو رضایی نماینده کشور ما هم در جمع یازده نفر بود که در روز اول جشنواره بسیار هنرمندانه قصّۀ خود را که از افسانه های بومی افغانستان بود اجرا کرد و مکورد تشویق قرار گرفت و من هم به جای همۀ شما او را تشویق کردم. راستی دوست ندارید که با این بانوی قصه گو که اصالت از ولایت میدان است و فعلا در ولایت هرات زندگی میکند آشنا شوید؟ بسیار خوب بسیار خوب صبر کنید، بانو رضایی هم شما را دوست دارد و آرزویش این است که روزی برای تمام کودکان افغانستان قصه بگوید. راستی اشتباه نکنید نام اصلی او بانو است. بانو رضایی 22 ساله است ودر یکی از مکتبهای شهر هرات معلم شیمی است. او که اولین بار در جشنوارهّ قصه گویی شهر هرات شرکت کرده است میگوید: اگرچه برای اولین بار در یک جشنواره بینالمللی شرکت کردم ولی بسیار خوشحال هستم که مهمانان جشنواره به نام افغانستان و کودکان افغانستان در این جا مرا تشویق کردند. این تشویق ها افتخار دارد و بالا ترین موفقیت است برای من. این قصه گوی میگوید که فضای قصه گویی چنان جذاب است که در بسیاری از روزها در صنف، من به شاگردانم به روش قصه گویی درس میدهم. راستی شما چند تا قصه بلدید؟ آیا تا به حال شده که مادر و یا مادر کلان تان برای شما قصه جنّ و پری را گفته باشد؟ اگر نگفته همین لحظه بروید و از آنها خواهش کنید که یک قصه وطنی را برای شما بگویند.

