تبليغاتX
باغ بالا - مولانای بلخ
این وبلاگ می کوشد کلکینی مجازی برای همه کودکان افغانستان باشد که از یاد رفته اند

 

 یادآوری : این مطلب را چند ماه پیش نوشته بودم شاید بهار بود برای مجله (طراوت ) . بنا بر دلایلی طراوت دیگرچاپ نشد ، در وبلاگم هم نگذاشتم . در این ماه خبر شدم که این نوشته ام در مجله شکوفه ها که در هرات باستان منتشر می شود ، چاپ شده است . با خود گفتم حالا می شود در وبلاگ گذاشت .اگر چه سال ویژه مولوی هم چند روزی است به پایان رسیده است .تا حد اقل چند دوست دیگرنیز، نگاهی به آن بیندازند

 

 

مولاناي بلخ شاعر جهاني

 

 

چند ماه پيش در يكي از سايت‌هاي خبري اين خبر آمده بود كه دولت‌هاي سه كشور تركيه، افغانستان و مصر بودجه‌يي را به برگذاري مراسم هشت‌صدمين سال تولد جلال‌الدين‌محمد بلخي اختصاص داده‌اند و از سوي سازمان يونسكو به عنوان برگذاركننده‌گان سال مولوي به رسميت شناخته شده‌اند.

اين خبر را چند بار خواندم. با خود گفتم، حالا كه اين اتفاق فرخنده در حال شكل‌گيري است، ما چه‌قدر مولوي بلخي را مي‌شناسيم؟ كودكان ما چه‌قدر با اين شاعر بلند‌آوازه‌ي سرزمين‌شان آشنايي دارند؟ از سوي ديگر از طرف سازمان علمي‌ و فرهنگي يونسكو امسال به عنوان سال مولوي در جهان نام‌گذاري شده است.

جلال‌الدين‌محمد بلخي ملقب به مولوي رومي از بزرگ‌ترين عرفا، شعرا و حكماي عالي‌قدر جهان اسلام در ماه ربيع‌الاول سال 604 هجري قمري در بلخ افغانستان به دنيا آمد. پدرش سخن‌ور سرشناس بلخ بهاءالدين ولد معروف به بهاء ولد بود كه مدرس نام‌دار روزگار خود بوده است. به روايتي جلال‌الدين‌محمد 14 ساله بود كه با پدرش بلخ را ترك كردند. آن‌ها هنگامي كه وارد نيشابور شدند، شيخ عطار را ملاقات كردند. شيخ نيز كتاب اسرار‌نامه‌ي خود را به جلال‌الدين نوجوان هديه داد و به پدرش گفت: «زو باشد كه پسر تو آتش در سوخته‌گان عالم زند.»

علت شهرت بي‌مانند مولوي به عنوان چهره‌ي برجسته‌يي در تاريخ مشاهير علم و ادب دنيا، مانده‌گاري ميراث ادبي او است. ميراث ادبي اين شاعر بزرگ پسر از گذشت هشت‌صد سال با شادابي و طراوت كامل بيش از اشعار شاعران پيش و بعد از خود چون سنايي عزنوي، عطار نيشابوري و... هم‌چنان جاي‌گاه والايي دارد. در اشعار مولوي شادي و نشاط حرف اول را مي‌زند. شادي و نشاطي صميمي كه در جان آدم ريشه مي‌دواند و تازه‌گي مي‌بخشد.

كلمن باركس، شاعر و مولوي‌شناس امريكايي، گفته است كه اشعار مولوي در روح امريكايي‌ها جان تازه‌يي دميده است. اشعار اين شاعر فارسي‌گوي پر خواننده‌ترين كتاب شعر در ده سال گذشته در آمريكا بوده. مولوي حقيقت دوستي را به ما ياد‌آور شد. عشق سركش و نجابت سرزنده‌يي را به ما آموخت. مولوي به آمريكايي‌ها آموخت كه چگونه به اسلام عشق بورزند.

زنده‌گي مولوي پس از آشنايي با شمس تبريزي كه از عارفان شوريده‌ي روز‌گار خود بود، دگرگون شد و روحش در آسمان‌ها به پرواز درآمد و غزليات شورانگيزش را به نام شمس زينت داد. سرانجام اين شاعر آسماني در اوايل جمادي‌الآخر سال 672 هجري قمري در شهر قونيه‌ي تركيه به ديدار حق شتافت و در همان‌جا به خاك سپرده شد. حالا آرام‌گاه اين شاعر در قونيه زيارت‌گاه دوست‌داران شعر فارسي از سراسر جهان است كه هر ساله در آن‌جا جمع مي شوند و مراسم باشكوهي را برگزار مي‌كنند. آرام‌گاه مولوي به گنبد سبز معروف است. مردم محلي آرام‌گاهش را «آستان» مي‌نامند. آستان يك واژه‌ي فارسي است. بسياري از دوست‌داران و مريدان مولوي نيز در اين آرام‌گاه به خاك سپرده شده‌اند. مقبره‌ي مولانا پوشيده از اطلس رنگي است كه سلطان عثماني عبدالحميد دوم در سال 1894 آن را هديه كرده است. ضريح اصلي مولوي از چوب است كه در سده‌ي شانزدهم ميلادي آن را برداشته‌اند و بر مرقد پدرش بهاء ولد گذاشته‌اند كه از شاه‌كارهاي دوره‌ي سلجوقيان به شمار مي‌رود. مزار پدرش در كنار مزار مولوي قرار دارد. روي هم 65 مقبره در بارگاه مولوي وجود دارد. بالاي قبر مردان عمامه گذاشته‌اند ولي روي قبر زنان چيزي نيست. آثار و يادگارهاي ارزشمند مولوي بلخي از نظم و نثر اين‌ها است: مثنوي معنوي، كليات شمس(غزليات مولوي)، رباعيات، فيه مافيه. شما حتماً شعر «بشنو از ني» را كه بسيار معروف هم است و در آغاز كتاب مثنوي ومعنوی این شاعر آمده است شنيده‌ايد:

 

بشنو از ني چون حكايت مي‌‌كند

وز از جدايي‌ها شكايت مي‌كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 7 قبل از ظهر  توسط محمد سرور رجایی |