تبليغاتX
باغ بالا - مردی که لب نداشت
این وبلاگ می کوشد کلکینی مجازی برای همه کودکان افغانستان باشد که از یاد رفته اند

"مردي كه لب نداشت"

با هنرمندي نوجوانان افغانستان همه خنديدند غير از حسينقلي

 

نمايش (( حسين قلي مردي كه لب نداشت )) با اقتباس از شعر منظوم احمد شاملو و با كارگرداني و طراحي حميد پور آذر بعد ازدو هفته نمايش در تالار كوچك مولوي سر انجام روز پنجشنبه 28 شهريور ماه با اين سالن خداحافظي كرد. نويسندگي اين نمايشي اقتباسي را امير سهرابي و نشمينه نوروزي بر عهده داشتند.حسينقلي مردي است كه هميشه درپي كار و تلاش است تا لبي برايش بيابد براي خنديدن؛ اما كمتر موفق مي شود . حسينقلي در اين مسير دست نياز به سوي چاه ؛ ماه ، طبيعت و حتي بوداي باميان دراز مي كند ولي هيچ يك از اينها نمي توانند به فرياد اين مرد بي لب برسد. حميد پورآذري اين كارش را  با حضور گروهي از بازيگران نوجوان مهاجر افغاني شکل داد. هنرمندان نوجوان افغانستاني كه همه از خانه كودك شوش تهران گرد هم آمده اند و به نحوي آما تور به حساب مي آيند. در اين نمايش جمعا هشت نفربه ايفاي نقش مي پردازند :  آمنه نوري ؛اميد فقيري ؛ ايمل كريمي ؛ پيام پرواني ؛ ذبيح محمدي ؛ فروزان پرواني ؛ ناديا پرواني و نثار ظريفي . به گفته اي پور آذري او اين نمايش را دوسال پيش با گروهي از نوجوانان مهاجر افغانستاني در خانه كودك شوش آغاز كرده است . سر انجام بعد از كلي اتفاق بعد از دو سال با همكاري مديريت تالار مولوي به روي صحنه رفته  است .

پور آذري  نمايش  حسين قلي را وصف حال تمام مهاجران ميداند و مي گويد محروميت حسينقلي آن چيزي است كه مهاجران افغانستاني هم آن را دارندتجربه مي كنند.

امير سهرابي نويسنده ي  اين نمايش ؛ با گلايه از مسئولان فرهنگي سفارت افغانستان و دفتر امور پناهندگان به خاطر عدم حضور شان در اجراي نمايش آن، مي گويد ما چندين بار از آنها دعوت كرديم  اينكه چرا نيامدند براي ما هم جاي سوال دارد.

اين درحالي بود كه كارگردا اين نمايش  اجراي آنرا براي تمام مهاجران جهان و به خصوص محمد حسين سعيدي و ثمير رسولي دوتن از شاگردان  هنرمندافغانستاني اش كه حالا به اجبار در كنار ديگر شاگردانش نيستند ، تقديم كرده است .

اعضاي خانه ادبيات افغانستان با دوبار حضور در سالن نمايش و اهداي كتاب روايت ؛ كه از سوي خانه ادبيات در تهران چاپ و منتشر مي شود براي تمامي دست اندركاران اين نمايش ، مراتب قدرداني اين خانه را از آنها به عمل آوردند.

آمنه نوري يكي از بازيگران دختر  اين نمايش  كه از جمله نقش ننه چاه را بازي مي كرد. در ياد داشتي كه در بولتن اين نمايش آمده است چنين نوشته است . روز ها از پس روز ها مي گذرد و بر دلتنگي ها مان اضافه مي شود چرا كه ما ناگذير هستيم هرچند وقت يكبار از يكي دوستان مان جدا شويم و هر بار اندوهي فراوان به دلهاي مان اضافه مي شودو ما هميشه نگران اين هستيم كه نفر بعدي كيست؟ همه مي گوييم كاش هيچگاه مهاجرنمي بوديم

 

"حسین قلی غصه خورک
     خنده نداری به درک!
     خنده که شادی نمی شه
     عیش دومادی نمی شه
      خنده ی لب پشک خره
     خنده ی دل تاج سره
     خنده ی لب خاک و گله
     خنده ی اصلی به دله "

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط محمد سرور رجایی |