قوچ زیبا
قوچ زيبا
در خانه دارم
يك قوچ زيبا
او مي زند شاخ
هر روز مارا
شاخش دراز است
چون سنگ سخت است
پيچيده با هم
گويا درخت است
يك تكه ابرست
انگار پشمش
پس مي رود او
هنگام خشمش
تا مي رود راه
بر هر دو پايش
فرمان جنگ است
ازشاخ هايش
يكروز از كوه
يك گرگ آمد
باشاخ تيزش
او گرگ را زد
آن روز او را
زنگوله دادم
صد آفرين هم
با تو له دادم
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۸۶ ساعت ۵ ب.ظ توسط محمد سرور رجایی
|
كلكيني براي همه كودكان افغانستان