بازتاب مجله باغ در سایت خبرگزاری فارس

کودکان افغانستان در زمستان چه بازی‌هایی دارند؟

بیست و نهمین شماره از مجله باغ، مجله‌ای برای کودکان و نوجوانان افغانستان ویژه بهمن ماه منتشر شد.

خبرگزاری فارس: کودکان افغانستان در زمستان چه بازی‌هایی دارند؟
ادامه نوشته

یخمالک


کشور ما زمستان‏های سرد و پر برفی دارد. در بسیاری ولایت‏های کشور ما فصل زمستان بسیار طولانیست. به همین خاطر تعطیلی مکتب‏ها در زمستان است. در زمستان کودکان و نوجوانان هر ولایت بازی‏های مخصوص محلی خود را دارند. اما یخمالک، پاغُنده بازی، آدمک برفی ساختن، از بازی‏های پُر هیجان و پُر طرفدار کودکان و نوجوانان است. در روزهای برفی زمستان کودکان و نوجوانان هر محله و کوچه با شادی و شوخی جمع می‏شوند. با کمک همدیگر روی برف‏ها جایی را برای یخمالک خوردن می‏سازند. از سرما می‏لرزند و می‏خندند. دستان یخ‏زدۀ شان را با بخار دهان‏شان گرم می‏کنند. یخمالک می‏زنند و لذت می‏برند. با شادی و هیجان پاغُنده بازی می‏کنند. بعضی‏ از نوجوانان هم در آفتاب کنار دیوار، جمع شده تُخم جنگی می‏کنند. آن‏ها یک پاغُنده برف را فشار می‏دهند تا سخت شوند. بعد آن‏قدر آن را به دیوار می‏مالند که نوک آن تبدیل به یخ شود. هر زمان که احساس کردند تخم مرغ برفی آن‏ها آماده شده است، با هم جنگ می‏دهند. پاغندۀ هر کسی شکست، بازنده است. امیدوارم زمستان و بازی‏هایش برای شما دوست خوب باغ مزه‏دار باشد. حتما در باره بازی‏های زمستانی از کلان‏ترهای خانوادۀ خود پرسان کنید. شاد باشید.

 

 

 

یخمالک

یک‏روز برفی

در خانه بودم

گُل بود بخاری

پروانه بودم

 

دیدم به حویلی

از پشت کلکین

پاغُنده بازی

می‏کرد یاسین

 

آهسته رفتم

با شوق بسیار

بر روی صُفّه

نزدیک دیوار

 

تا مادرم گفت

موزه بپوشم

پاغُنده شد تیر

از بیخ گوشم

 

آن روز خوردم

از صبح تا شام

در روی حویلی

یخمالک آرام

 

باغ 28

برای دانلود باغ شماره 28 ، همین جا کلیک کنید.


با مطالبی همچون:

سلام خداجان ( نیایشی صمیمانه و کودکانه با خدا)

بهترین لانه ( به همراه نقاشی زیبا و مقبول محمد رحیمی)

گزارشی تصویری از پنجمین جشنواره قصه گویی در هرات

خنده ی پدر ( داستانی از خانم نرگس زمانی برای کودکان و نوجوانان)

چریک نوجوان ( بازخوانی خاطره ای از دوران مقاومت در افغانستان)

سانقه ( معرفی بازی محلی برای کودکان و نوجوانان افغانستان؛ به همراه شعری با همین موضوع)


باغ علم ( آزمایشات ساده و علمی به کوشش محمدباقر حسینی)

شعر (  شعری زیبا از سید موسی زکی زاده با عنوان خداجان)

به همراه نقاشی ها و عکس های زیبای همکاران مجله خود تان


باغ 27 عاشورایی شد


 دوستان باغ سلام. باغ شماره 27 به مناسبت ماه حرم با مطالب گوناگون عاشورایی از چاپ برآمد. این شماره بعد از سلام خداجان با این جملات آغاز می‏ شود «شب عاشوراست. ساعت یازده ‏ونیم است. جوانان زیادی در دو ردیف سینه می‏زنند. بارخوان، نوحۀ سوزناکی را می‏خواند. چند کودک و نوجوان در گوشۀ روبروی هم نشسته‏ اند و سینه می‏زنند. بارخوان، با صدای بلند می‏خواند (چرا مادر علی اصغر ...) دو نوجوان زنجیر به دست می‏ ایستند و شروع می‏کنند به زنجیر زنی. زنجیر یکی از آن‏ها گیر می‏کند به جاکتش و ناچار می‏نشیند. نوجوان دیگری که لباس ندارد، زنجیر را می‏گیرد و می‏خیزد. بارخوان محزون می‏خواند و زنجیر بالا می‏رود و پایین می‏ آید.»

در ادامه نیز، مطالبی چون ولایت غور، شکوه تاریخی (معرفی ولایت غور) به داستان علاقه داشتم (مصاحبه با نویسنده نوجوان نرگس زمانی)، عاشورای کابل (خاطرات دختر سبزپوش کابل)، کودکان کربلا (معرفی کودکانی که در روز عاشورا بودند)، تشنه ترین (داستان)کِرمِ چِهره پِشَکی (علمی) و شعر عاشورایی (همرزم) را بخوانید.

مجله شما از این شماره به بعد،  صفحۀ شعر اختصاصی دارد. یاد تان باشد شعرهای باغ را حتما از بر کنید و به دوستان تان هم بگویید.

راه داخل شدن به باغ  (اینجاست، بفرمایید)


باغ 26 منتشر شد

http://s1.picofile.com/file/7987150428/%D8%A8%D8%A7%D8%BA_262.jpg

گلهای باغ سلام، باز هم ماه میزان آمد. مکتبها در ایران از اول ماه میزان شروع می‏شود. کودکان و نوجوانان با شوق فراوان به سوی مکتبهای شان میروند. غیر از خبر خوش مکتب، در این ماه برنامه‏های بسیار خوبی دیگر هم بود. مثلا عید قربان و عید غدیر. راستی بچه‏ها عید گذشته تان تبریک باشد. باز هم یک خبر خوش دیگر، مجله شما «باغ» از چاپ بر آمد. شماره بیست و ششم باغ هم رسید. من که از این خبر بسیار خوش شدم. حتما شما هم از این خبر خوش می‏شوید. حتما به پدرجان و مادر جان تان می گویید که برای شما باغ نو بخرد. تا شما با خواندن داخل باغ نو و شوید و تفریح کنید. این بار باغ با یک نقاشی قشنگ بر روی جلد بسیار خوشرنگ شده است. در مطالب خود هم بعد از سلام خداجان ، افغاسرود مهربانی را در باره روزجهانی کودک می خوانید.  ولایت قندهار انارستان افغانستان را بیشتر بشناسید. این شماره مثل شماره های قبلی هم  قصه‏ های  قشنگ دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس‏، ساعت شما را قشنگ‏تر تیر می‏کند.

بله، در این شماره مصاحبۀ از شقایق رجبی نوجوان نویسنده کشور ما در کشور زلاند نو چاپ شده که بسیار خواندنی است. آفرین به شقایق و خلاقیا‏هایش. حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم  محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می‏توانید بخوانید.

 

سلام خدا جان

سرود مهربانی

ولایت قندهار (انارستان افغانستان)

خواندن و نوشتن را دوست دارم

یک گیلاس چای در زندان

عروسی گُدیها (بازی محلی)

خلیل خدا

چوچه پخته ای

سوزن شناور

تیم فوتبال خردسالان افغانستان 5 تیم فوتبال خردسالان کوریای جنوبی صفر

شعر   (لیلا)

بدوید، خیز کنید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید.


نازنین خواهرم لیلا در افغانستان

نازنین خواهرم لیلا در افغانستان

بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان، در روزهای پانزدهم تا نوزدهم ماه میزان در ولایت اصفهان ایران برگزار شد. در این دوره نیز مثل سال‏های گذشته متاسفانه هیچ فیلمسازی از کشور ما شرکت نداشت. فیلم‏های زیادی از کشورهای دیگر به نمایش گذاشته شد. داوران نوجوان 22 کشور خارجی در کنار داوران نوجوانان ایرانی فیلم‏های برتر را انتخاب کردند. جشنواره تمام شد. با این که جای فیلم و داوران نوجوان کشورم خالی بود، اما وقتی در روز اول جشنواره نام کشورم را شنیدم بسیار خوشحال شدم. خبرنگاران نوجوان ولایت اصفهان در نامه‏ای به کودکان جهان این چنین نوشته بودند.

دوست خوبم؛

نهلا در عراق، برادر کوچکم بشیر در فلسطین، نازنین خواهرم لیلا در افغانستان، هم کیش مهربانم فواد در سوریه ... .

سال‏ها پیش از این کشورم ایران، درگیر جنگ تحمیلی شد و در و دیوار شهر و وطنم، طعم خمپاره (هاوان) و موشک را چشید، اما چه شیر مردانی و چه شیر زنانی داشتیم.

زمانی که پدر و مادر ما در خواب شیرین کودکی بودند، آن بزرگواران برای دفاع از ناموس و وطن جنگیدند تا امروزی، پر از آسایش و امنیت داشته باشیم.

اما تو بی گناه و معصومی!

به کدامین گناه درگیر جنگ نابخردانه شدی؟ به کدامین گناه لحظه لحظه زندگی کودکانه‌ات، که با سوار بر رویای دلنشین پاکی باشی، تباه شد؟ و تو را  به کدامین جرم ت از نعمت‏های خدا محروم ساخته‏اند. و تو چشمان زیبای صادق دور اندیشت را به کجا دوخته‌ای و به چه می‌اندیشی؟

من یک ایرانی ام،

من یک آزاده‏ام و صدای تو را به گوش دنیا خواهم رساند. دستم را بگیر تا با هم بت بیداد استکبار را با یاری خدا بشکنیم

هیئت خبرنگاران نوجوان اصفهان

 

باغ شماره 25

http://s2.picofile.com/file/7953000535/1.jpg


دوستان گلم. سلام، در این چند روز بسیار پشت تان دِق شده بودم. هر گنجشکی که جیک جیک کرده می‏ آمد فکر می کردم که خبر از باغ نو آورده. تمام هوش و گوشم به آسمان بود که ناگهان متوجه صدایی از حوض کوچک حویلی شدم. خوب که گوش خود را تیز کردم، شنیدم که ماهی ریزه‏ گک  چیغ می‏زند که باغ شماره 25  منتشر شد. ماهی از خوشحالی روی دُم خود در حوض بازی می‏کرد . تعجب کردم که چطور کنجشک ها و کفترها و زاغ‏ها خبر نشده ولی ماهی ریزه گک خبر شده. خوب که سَیل کردم، دیدم که عکس ماهی ریزه گک در روی مجله باغ چاپ شده است. حق دارد که او زود تر از همه خبر شود. از این خبر من هم خوشحال شدم حتما شما هم خوشحال می‏شوید که داخل باغ نو و شوید و تفریح کنید،  بعد از سلام خداجان ، افغانستان قهرمان را بخوانید.  ولایت بدخشان را بیشتر بشناسید. این شماره مثل شماره های قبلی هم  قصه‏ های  قشنگ دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس‏، لحظات قشنگ شما را قشنگ ‏تر می‏کند.  حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم  محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید.. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می‏توانید بخوانید.

سلام خدا جان

افغانستان قهرمان

ولایت بدخشان (سرزمین لعل و لاجورد)

قاری نوجوان قرآن

دوستی و برادری

دَنده کِلَک (بازی محلی)

سال بعد شاید

شهر رویاها

یادداشتی برای (ماجراهای نگین و نگار)

شعر   (ستاره هشتم)

بدوید، بدوید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

افغانستان قهرمان



http://www.oilpaintings-sales.com/images-paintings/leroy-neiman/leroy-neiman-satellite-football-82303.jpg
گل‏های باغ، غنچه‏ های شاد میهن، قهرمانی تیم ملی فوتبال کشور عزیز ما افغانستان در مسابقات جنوب آسیا مبارک. تیم ملی فوتبال ما با این قهرمانی جوانه‏ های امید و خودباوری جوانان وطن را زنده کرد.  گل لبخند بر لب میلیون‏ها کودک و نوجوان وطن ما نشست. حالا باور می‏کنیم که کودکان و نوجوانان افغانستانی هم سهمی از شادی‏های جهانی دارند. افغانستان نیازمند کودکان شاد، باسواد و با طراوت است. کودکان شاد و با سواد افغانستانی هم نیازمند کشور آرام و بدون جنگ. قهرمانی تیم ملی فوتبال ما، سرآغاز جشن‏ های پیروزی بزرگ ورزشکاران ملی مااست. جشنی که مزّۀ آن را با مدال برنز المپیک روح‏ الله نیکپا چشیده بودیم. اما قهرمانی تیم ملی فوتبال، با شکست تیم فوتبال هند در فینال مزّۀ دیگری داشت. راستی بازیکنان تیم ملی فوتبال کشور ما چه کار کردند که قهرمان شدند؟ حتما می‏ دانید، اما برای خوشحالی بیشتر باز هم می‏ گوییم: افغانستان در گروه ب در بازی اول خود، تیم فوتبال بوتان را سه بر صفر بُرد. تیم ملی سریلانکا را سه بر یک شکست داد. با تیم ملی مالدیف مساوی کرد و به عنوان تیم دوم به نیمه ‏نهایی رسید. در بازی پیش از فینال، افغانستان در برابر تیم نپال میزبان قرار گرفت. تیمی که بیش از 25 هزار تماشاگر داشت. تیم فوتبال افغانستان با یک گل نپال میزبان را در حالی شکست داد که منصور فقیریار دو ضربه پنالتی تیم نپال را پشت سر هم گرفت و یک تنه افغانستان را به فینال رساند. در مسابقه پایانی  دلیر مردان فوتبالیست‏های افغانستان،  با شکست دادن دو بر صفر تیم ملی هند که به سلطان فوتبال جنوب آسیا معروف شده بود، قهرمانی شان را جشن گرفتند. قهرمانی با طعم انتقام از تیم فوتبال هند، شیرینی دیگری داشت. بیش از ده هزار تماشاگر هندی برای تشویق تیم‏شان خود را به کاتماندو پایتخت نپال رسانده بودند، از افغانستان هم جمعی از وزیران، نمایندگان مجلس، مسئولین ورزشی و تعدادی علاقه‏ مندان در یک طیاره اختصاصی برای تشویق تیم ملی به نپال رفته بودند. بازی شروع شد. بازی پایان یافت. افغانستان قهرمان شد.  تیم قهرمان به وطن بازگشت. مردم جشن گرفتند. خوشحالی کردند. همه در کنار هم  فریاد زدند. افغانستان قهرمان.  این گونه شد که تیم فوتبال افغانستان اولین جام معتبر آسیایی را به خانه برد.

گفت و گو


گفت‌وگو با محمد سرور رجایی
افغانستان باید سرزمین گل و باران و تبسم باشد نه سرزمین ترور و وحشت

مطمئناً هر کودک افغانی زمانی بشنود که یک تیم مهاجر افغانستانی پنج گل به تیم  صبای قم زده موجبات خوشحالی او را فراهم می‌آورد.د(البته تیم امید صبای قم درست است که دوستان خبرگزاری فارس کلمه امید را فراموش کرده ان) به این واسطه می‌خواهیم شادی را به روح و روان کودکان افغانستان تزریق کنیم و از فضای خشونت و جنگ دور کنیم.


خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ محمد سرور رجایی از فعالان فرهنگی زبان و ادبیات فارسی است. او در کابل به دنیا آمده است. رجایی، علاوه بر سرودن شعر، داستان و تحقیق را سرلوحه کارهای فرهنگی‌اش قرار داده است. روزی یکی از دوستان نشریه «باغ» را به من نشان داد و دیدم که نام «محمد سرور رجایی» که امروز مسئول خانه ادبیات افغانستان است در صفحه‌ اولش آمده است. این جا بود که با یکی دیگر از هنرهای این شاعر افغانی آشنا شدیم.

تلاش محمد سرور در حوزه کودک و نوجوانان نیز تلاش تحسین‌ برانگیز است. با او راجع به نشریه کودک و نوجوان «باغ» به گفت‌وگو نشسته‌ایم. گفت‌وگوی ما با این شاعر و نویسنده کودک و نوجوان افغانی را بخوانید؛

ادامه نوشته

باغ 24


دوستان گلم. سلام، بازهم صبح امروز گنجشک ریزه‏گکی پر‏پر زنان آمد و خبر آورد. خبر بسیار خوب. وقتی از او پرسیدم  که چه خبر آوردی‏ جیک جیک کنان گفت خبر نداری؟ باغ شماره  24  از چاپ برآمد. باغبان‏های مهربان‏‏، در این شماره رنگین کمانی از عکس، رسامی‏، داستان‏ و شعر برای شما تهیه کرده اند. غیر از این ها دو تن از دوستان باغ برای این شماره مطلب فرستاده اند.. شما می‏توانید در این شمارۀ باغ  بعد از سلام خداجان بروید به مطلب عید روزه با کودکان بازی کنید. این شماره هم  قصه‏ های  قشنگ و زیبا دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس‏، لحظات قشنگ شما را قشنگ‏تر می‏کند. 

سلام خدا جان

غید روزه

سمنگان تخت رستم

ماه طوق

تفنگچه اصلی

آهو و شکارچی

شهر رویایی من

تار تار تیاره

نگین و نگار

روز استقلال کشور مبارک


http://s4.picofile.com/file/7909564622/bagh_24.jpg


حتما یاد تان باشد که این شماره را هم بخوانید‏، به خصوص  شعر صفحه آخر این شماره را که شاعر خوب وطن غلام حسن بومان آن را سروده است بخوانید و از بَر کنید.

 

شما می توانید بازی کنان از این کوچه سبز وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

سالروز استقلال کشور مبارک


بزرگداشت از شهدای استقلال کشور در ولسوالی پغمان

هر کشوری تاریخی دارد. مردمان هر کشور در تاریخ خود روزهای دارند که به آن افتخار می‏کنند. آن روزها را جشن می‏گیرند. کشور عزیز ما افغانستان هم روزهای غرور آفرین زیادی دارد. یکی از آن روزها در این ماه است، ماه اسد.  بیست‏وهشتم این ماه، روز  پس گرفتن استقلال افغانستان از کشور انگلستان است. در سال‏های دور انگلیسی‏ها برای دزدیدن استقلال ما سه  بار به کشور ما حمله کردند. انگلیسی‏ها هر سه دفعه شکست سنگینی از مردم مجاهد کشور ما خوردند. انگلیسی‏ها در حمله دوم کابل را گرفتند و به خاطر انتقام از شکست جنگ اول، شهر زیبای کابل را که در آن زمان از شهرهای مهم و تجارتی منطقه بوده، آتش زدند و ویران ‏کردند. باغ‏های میوه را در اطراف کابل آتش زدند. قلعه‏ها را خراب کردند. اما دوباره  بعد از مدتی شکست خوردند و رفتند. جنگ سوم مبارزان افغانستان با انگلیسی‏ها به جنگ استقلال معروف است. وقتی امان‏الله‏خان بعد از کشته شدن پدرش در سال 1919، نود و چهار سال پیش در کابل تاج‏گذاری شد، برای اولین بار شعارهای استقلال خواهی را بیان کرد. سخنان شاه جوان، در قلب مردم شجاع ما موجی از امید و شادی آفرید. امان‏الله‏خان به کمک مردم، به دولت انگلیسی هند، اعلان جنگ داد. سپاه بزرگی از مبارزان کشور جمع شدند. جنگ در سه جبهه با انگلیسی‏ها آغاز شد. با وجود وسایل جنگی انگلیسی‏ها، مبارزان کشور به پیروزی‏های رسیدند. در همان زمان سیاست‏مداران، در کابل و لندن نشست‏های را برگزار کردند. سرانجام بعد از چندین نشست و گفت‏وگو در تاریخ هشتم اگوست 1919 برابر با بیست‏وهشتم اسد قرارداد پایان جنگ به امضای نمایندگان دو کشور رسید. این‏گونه بود که استقلال افغانستان به رسمیت شناخته شده. سالروز استقلال کشور به تمام ملت بزرگ کشوره و به خصوص کودکان، سازندگان کشور حافظان استقلال مبارکباد می‏گوییم. یاد شهدای گمنام افغانستان جنگ‏ با انگلیسی‏ها گرامی‏باد.

باغ 23 در سایت مهر

http://www.mehrnews.com/detail/News/2104963

فرهنگ و ادب > بازار نشر
بیست و سومین «باغ» در بین کودکان و نوجوانان افغان رویید
بیست و سومین شماره ماهنامه کودکان و نوجوانان افغانستان در ایران با عنوان «باغ» منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، شماره بیست و سوم ماهنامه باغ ویژه کودکان و نوجوانان افغانستانی از سوی موسسه فرهنگی ماه نو و با مدیرمسئولی محمد سرور رجایی منتشر شد.

این ماهنامه در نخستین بخش از خود به دلیل همزمانی انتشار با ماه مبارک رمضان، یادداشتی با عنوان «به میهمانی خدا خوش آمدید» را با مضمون روزه‌داری و دعا در ماه رمضان برای نوجوانان درج کرده است.

«ننگرهار، جلال‌آباد افغانستان» عنوان گزارشی است که در آن نویسنده به معرفی ایالت ننگرهار افغانستان پرداخته و در کنار بیان تاریخچه ایجاد این ولایت به معرفی داشته‌های فرهنگی و اقتصادی آن نیز توجه نشان داده است.

کرمج نیز عنوان داستانی است از سیداحمد مدقق در این شماره از باغ که درباره آرزوی یک نوجوان برای تصاحب یک کفش ورزشی فوتبال است و در زبان پشتو از آن با لفظ «کرمج» یاد می‌شود.

محمد سرور رجایی نیز در این شماره از باغ به بازآفرینی داستانی درباره مجاهدین افغان با عنوان «یازده تیر» پرداخته است. وی همچنین در یکی دیگر از صفحات این ماهنامه به معرفی شعر محلی «غچی غچی بهار شد» پرداخته است که یک شعر محلی کودکانه در افغانستان به شمار می‌رود و کودکان و نوجوانان افغان پس از خواندن آن آرزوهای خود را برای همدیگر بیان می‌کنند.

ماهنامه باغ در 15 صفحه و با قیمت 500 تومان منتشر شده است.

باغ 23 منتشر شد

 

دوستان گلم. سلام، امروز گنجشک ریزه‏گکی پر‏پر زنان آمد و خود را از خوشحالی به شیشه خانه ما زد. وقتی از او پرسیدم  که چه خبر است؟ کم بود که شیشه را میده کنی.  جیک جیک کنان گفت خبر نداری؟ باغ شماره 23 از چاپ برآمد. باغبان‏های مهربان در این شماره بسیار زحمت کشیده ‏اند. شما می‏توانید در این شمارۀ باغ  بعد از سلام خداجان ولایت چی چی هار، آ یادم آمد، ولایت ننگرهار را بیشتر بشناسید. این شماره هم  قصه‏ های  قشنگ و زیبا دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس‏، با خبرهای مخصوص کودکان کشور، لحظات قشنگ شما را قشنگ‏تر می‏کند.  رسامی  مرا هم در روی جلدش بالای یک درخت قشنک کشیده. حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم  محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید.. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می‏توانید بخوانید.

سلام خدا جان

به مهمانی خدا خوش آمدید

ننگرهار جلال آباد افغانستان

کِرمِج (داستان کوتاه)

تفنگ یازده تیره

یا صاحب‏الزمان

میلاد امام حسین

غُچّی غُچّی بهار شد ( شعر)

نامه‏ای برای پدر

زبان مادری

شعر (نسیم)

شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

ماه مهمانی خدا


به مهمانی خدا خوش آمدید

سلام آینده سازان میهن! به ماه مهمانی خدا خوش‏‏ آمدید. هر سال، خدای مهربان از تمام مسلمانان جهان، دعوت می­کند تا در جشن مهمانی ماه رمضان شرکت کنند. در این ماه، خداوند از ما می­خواهد که بیشتر به فکر یکدیگر باشیم تا از گرفتاری‏های یکدیگر باخبر شویم.

اميدواریم که امسال شما هم با خوشی همراه خانواده‏های تان، ماه مهماني خدا را آغاز کرده باشین. حتما می‏دانید که در اين ماه قرآن از طرف خدای مهربان به پيامبرمهربان اسلام نازل شده است.

دوستان! اگر شما به یک مهمانی یا جشنی بسیار باشکوه دعوت شوین، چه کار می‏کنید؟ آفرین! کوشش می­کنید که لباس­های نو و قشنگ بپوشین. به احترام صاحب‏خانه کاری نمی‏کنید که دور از ادب باشد. حالا کسی شما را به مهمانی دعوت کرده که او خالق شماست. اوست که آسمان و زمین و همه­ی نعمت­های آن را برای شما آفریده است. اما ماه مبارک رمضان فرصتي است براي خوب شدن و خوب ماندن. بله، می‏دانیم که شما بچه ها هميشه خوب بودين و هستين. خوب هم می‏دانید که ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت خداست، ماهيست که خدا برای همۀ بنده‏گان، زمان می‏دهد که از اشتباهاتی که در یکسال کرده است، عذرخواهی کند.

 در این ماه، کسانی که به سن تکلیف رسیده­اند، یک ماه روزه می‏گیرند. شما هم اگر دوست داشتین، از پدر و مادرتان بخواهید بیدار تان کند و همراه آن‏ها سحری بخورید. در روز بعد، تا هر زمان که توانستید روزه بگیرید.

اما دوستان! ياد تان نرود، برای هرچی و هرکسی را که دوست دارین پیش از افطار دعا کنين. البته باغ اصلی‏تان، افغانستان را فراموش نکنین. آخر شما گل‏های باغ افغانستان هستید، پاک و خوشرنگ و خوشبو.

 

پروان



دوستان! می‏ دانید که پروان نام یکی از ولایات کشور ماست. ولایتی شاداب و سرسبز در شمال کابل و با تاکستانهای معروف.اما چند روز پیش نشریه ‏ بسیار خوشرنگی به نام پروان را دوستی برای من آورد. این نشریه در یک ورق آچهار رنگی و در دو صفحه منتشر شده است. اگر چه از دست اندرکاران هیچ نامی برده نشده است، ولی برای معرفی این نشریه نوشته شده، (پروان نشریه کودکان مهاجر افغانستان، شماره اول نوروز 92) این نشریه خوشرنگ، کمی که نه، بسیار لهجه دارد و با لهجۀ صاف تهرانی هم پروان را معرفی کرده است. غیر از آن فقط رنگ و رویش کودکانه است ومطالبش برای کودکان نیست. این نشریه یک ورقی، در مطلبی به شکست اسکندر از مردم افغانستان اشاره کرده و نوشته است (...اسکندر بعد از شکست از مردم افغانستان، در نامۀ به مادرش می‏نویسد که مادر عزیزم، سرزمین ما یک اسکندر داشت، اما من به سرزمینی رسیدم که همۀ آن‏ها اسکندر هستند. مجبورم که عقب نشینی کنم)

باغ بالا آرزو دارد که پروان، خوشر‏نگ بماند و با لهجۀ شیرین پروانی با ما گپ بزند. کاش در شماره بعدی هم مسئولینش را معرفی کند که ما به آن‏ها یک مانده نباشی گرم بگوییم.

پس ‏پُرسی


به یاد اولین معلمم، ملای مسجد قلعه شاده کهنه

سال 53 یا 54 بود. یکروز مادر کلان خدا بیامرزم، دست من و کاکای کوچکم  را که بزرگتر از خودم بود، گرفت و با یک پاکت شیرنی‏گک به مسجد قلعه شاده کهنه، که در آن زمان خندقی کلانی در کنارش بود، برد. نمی‌دانم، به ملای مسجد چه‌ می‏گفت که او به طرف من سَیلْ می‌کرد. آن‌وقت ما در غرب کابل، در قلعه‌شهاده کهنه زندگی می‌کردیم.

ادامه نوشته

بیست و یکمین باغ


دوستان گلم. سلام، یک خبر خوش، باغ شماره 21 هم آمد. در این شمارۀ باغ می‏توانید  ولایت تاکستان های کشور را بیشتر بشناسید. بله ولایت سرسبز پروان را،  این شماره هم  قصه‏ های  زیبا  زیبا دارد و هم شعرهای قشنگ، رسامی و عکس‏، با خبرهای مخصوص کودکان کشور، لحظات قشنگ شما را قشنگ‏تر می‏کند.  در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می توانید بخوانید. هوا خوری در باغ یاد تان نرود.

سلام خدا جان

معلم فداکار

ولایت پروان شهر تاکستان های کشور

هوا خوری (خبرهای مربوط کودکان)

کودتای هفت ثور

آواز هزار دستان

شکاری و گرگ

باغ در نمایشگاه

آواز غزنین

شعر   (کوه نور)

شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

معلم فداکار

بانوی مهر

برای تمام معلمان فداکار و به خصوص معلمی که در اردیبهشت ماه 1389 بهشتی شد.

 

می‏‏‏ خوانم از معلم

از یک معلمِ خوب

با بُغض سالخورده

با مُژّه گان مرطوب

 

از آن معلمی که

طرح نوی درانداخت

آتش گرفت جانش

خود را به آب انداخت

 

 از چشمه تا به دریا

از خاک تا به خورشید

پرکرده این جهان را

ایثار، عشق، امید

 

بانوی مهر، دانش

با افتخار رفتی

با این همه زمستان

با نوبهار رفتی

 

مهتاب ماه ثَوری

خورشید ماه جوزا

نامت همیشه جاری

نامت همیشه دریا

باغ بیست

http://s4.picofile.com/file/7733072575/%D8%A8%D8%A7%D8%BA_20_1.jpg

سلام، خوش آمدید، مانده نباشید. از این طرف (بفرمایید). درست آمدید، بله بله. کوچه باغ بیست همین جاست. باغ بیست برای دوستان بیست.

باغ بیست


سلام و باز هم سلام، دوستان گلم. باغ شماره 20 با معرفی پایتخت فرهنگی جهان اسلام، ولایت باستانی غزنی از چاپ برآمد. این شماره با قصه‏های زیبا و شعرهای قشنگ، رسامی و عکس‏، لحظات قشنگ شما را قشنگ‏تر می‏کند.  در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می توانید بخوانید. هوا خوری در باغ یاد تان نرود.

سلام خدا جان

زنگ آغاز مکتب

غزنه، پایتخت فرهنگی جهان اسلام

هوا خوری (خبرهای مربوط کودکان)

ماما رمضان

درخت سیب مهربان

قوقوقو بلگ چنار

من حَمَل هستم

17 گل در سه بازس

شعر   (دختران افغانستان)


راستی دوستان نازنین! تا فایل باغ را برای دانلود بگذارم، این مطلب را از مجله خود تان را بخوانید. 


من حَمَل هستم.

سلام دوستان! اگر یادتان باشد، برادرم حوت، پارسال گفت که ما دوازده برادر هستیم. اولین و کوچکترین آن‏ها من هستم، همیشه در روز اول سال به میهمانی شما می‏آیم. پیش از آمدن من، مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان و حتی مردم پاکستان و هندوستان در انتظار من هستند. چرا؟ چون با آمدن من بهار و نوروز می‏آید. نوروز، یکی از نمادهای فرهنگ مشترک این کشورها و به خصوص فارسی‏زبانان است. راستی می‏دانید که حَمَل یعنی چه؟ آفرین!

حمل یعنی بَرّه، از هزاران سال پیش، در وقت آمدن بهار، خورشید در جایی می‏رسید که سه ستاره هم در آنجا بودند. سه ستارۀ کمرنگ‌ به صورت یک مثلث. مردمان قدیم هم خیال می‏کردند که شکل برّه است. در افسانۀ قدیمی نوشته شده که دو برادر از ترس دشمنان‏شان به کوهی بسیار بلند پناه ‏بُردند. اما دشمنان‏شان آن‏ها را پیدا کرده و می‏خواستند آنها را بکشند. اما خدای مهربان برای نجات آن‏ها یک قوچ طلایی می‏فرستد. آن‏ها هم سوار قوچ می‏شوند و با خوشی از روی دریاها و کوه‏ها می‏گذرند و به آسمان‏ها پرواز می‏کنند و برای همیشه در آسمان می‏مانند.


نونهالان کشور در مسابقات آسیایی گل کاشتند


نونهالان افغانستان در مسابقات آسیایی گل کاشتند

تیم فوتبال زیر چهارده سال افغانستان در مسابقات آسیایی در کشور نپال روز پنجشنبه، تیم ضعیف نونهالاان بوتان را با نتیجه 15 بر صفر شکست داده و در صدر گروه خود ایستاد. فوتبالیست‏های کوچک کشور ما پیش از این هم بر تیم زیر چهارده سال کشور نپال که میزبان این مسابقات است با نتیجه دو بر یک، پیروز شده بودند.

در این مسابقات 40 کشور آسیایی شرکت کرده و در پایان 16 تیم برتر به مسابقات جام ملت  های نونهالان آسیا راه پیدا می کنند. حریف بعدی افغانستان تیم زیر 14 سال کشور تاجیکستان است.  چالب است بدانید که سرمربی تیم فوتبال نونهالان افغانستان آقای ظاهر حسنی، از مهاجران ساکن ایران است. حسنی فوتبال خود را با تیم های فوتبال مهاجران افغانستانی از زمین های خاکی باقر آباد و شهر ری  آغاز کرده است.  

مژده که آمد بهار


یک گنجشک در باغ گیلاس توکیو



این شعر، از سروده‏ های ماندگار  شادروان، محمدآصف مایل است. مطمئنا تمام دانش آموزان افغانستان با خواندن دوبارۀ این شعر یاد دوران خوش کودکی شان می افتد. یاد روزهایی که  صنف سوم بودند. تقدیم به تمام دانش آموزان امروز و دیروز.

مژده که آمد بهار
سبزه و گل بی‏شمار
آب فراوان به باغ
گشته روان هرکنار

غُچّی و پروانه شد
زنده به بوی بهار
بلبل آبی کند
غلغله درجویبار

کرده شگوفه به باغ
درخت سیب و انار
برلب آب روان
سایۀ بید و چنار

کوکو زنان فاخته
نشسته برشاخسار
به شاخ سرو بلند
ناله کند زار زار

ز خانه مور و ملخ
گشته روان سوی کار
تو هم بدو پشت کار
ای پسرهوشیار

باغ نوروزی


دوستان سلام، سال نو تان مبارک. باغ شماره 19 برای خوش ‏آمد گویی به بهار منتشر شد. قصه‏ های زیبا و شعرهای قشنگ این شماره با رسامی و عکس‏ ، روزهای بهاری شما را قشنگ‏ تر می‏ کند.  باغ شما در این شماره  مطالب زیر را آماده ساخته است. پس چکر زدن در باغ یاد تان نرود.

سلام خدا جان

نامه‏ای از کابل (خورشید ده ساله متعلم صنف سوم)

بلخ، ولایت گل سرخ

عاشق پرواز بود

هفت میوه نوروز

من حوت هستم

شب الله‏اکبر

باغچه دوستی  

                         http://s2.picofile.com/file/7693201284/%D8%A8%D8%A7%D8%BA_19_1.jpg

کلاه بُردک (بازی محلی)

شعر بهار  (شاعر شادروان محمدآصف مایل)

شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ نوروزی خود تان شوید و گل بچینید.


 

قیام خونین

24 حوت 1358

قیام خونین

قیام خونین  24 حوت شهر هرات، از ولسوالی‏ها شروع شد. آن روز پنجشنبه بود که مردم با چوب، بیل و کلنگ بر تانک‏های روسی حمله کردند. قیام‏گران مجاهد با جنگ تن به تن و شهدای زیاد، تعدادی از مراکز دولتی را گرفتند.

فردای آن روز ، در روز جمعه قیام خونین مردم مجاهد هرات ادامه می‏یابد. والی وقت هرات با فرمانده فِرقه 17 و با فرمان جنرال روسی برای سرکوب قیام‏گران دست به کار می‏شوند. جِت‏ها و هلیکوپترهای توپ‏دار روسی از آسمان و صدها تانک دیگر از زمین، بر سر مردم آتش باری‏شان را شروع می‏کنند. قتل عام قیام‏گران آغاز می‏شود.  اما مردم قهرمان هرات عقب نشینی نمی‏کنند. قیام‏گران یکی پس از دیگری شهید می‏شوند. بازهم مردم الله‏اکبر گویان پیش می‏روند.

روز شنبه، بیست و ششم حوت، اتفاق مهمی می‏افتد. تعدادی از صاحب‏منصبان مسلمان فِرقه 17 هرات به حمایت و طرفداری از مردم مسلمان، قیام‏ می‏کنند. آن‏ها به مکانی حمله می‏کنند که روس‏ها و نوکران داخلی‏شان برای کشتن بیشتر مردم، جلسه داشتند. آن‏ها بعد از کشتن روس‏ها و دولتی‏ها به مجاهدان تفنگ می‏دهند و با کمک هم شهر هرات را آزاد می‏کنند. مردم آزادی شهرشان را جشن می‏گیرند.

اما جشن پیروزی مردم، بسیار زود با حمله وحشیانه روس‏ها از زمین و هوا به غم تبدیل می‏شود. روس‏ها و نوکران‏شان با بی‏رحمی زیاد از زمین و هوا بر سر مردم آتش می‏ریزند. بخش‏های مهم شهر ویران می‏شود و قیام هم سرکوب می‏شود. هزاران نفر از مردم مسلمان هرات  کودکان، زنان، جوانان و پیر مردان شهید می‏شوند. جنازه‏های شهدا تا چند روز به خیابان‏ها و کوچه‏ها می‏مانند. بعضی‏ها نوشته‏اند که در قیام 24 حوت هرات 24هزار نفر شهید شده‏اند. یادشان گرامی باد.

 

باغ 18


دوستان سلام، باغ شماره 18 هم رسید. در این شماره شما می توالنید این مطالب را بخوانید.

سلام خدا جان

ولادت پیامبر مهربانی و امام جعفر صادق مبارک

ولایت هرات، آیینه تاریخ کشور

کودکان در نمایشگاه عکس

26 دلو، روز غرور ملی

آبوبه جان، بازی محلی و دخترانه

قصری کنار دریا

کار پر در آمد

نویسنده کوچک

شعر کمپیرک

قصه ها و شعر های  این شماره باغ را، رسامی ها و عگس های  بسیار قشنگ آن با صفحه آرایی خوب بسیار خواندنی کرده است. شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شده و به چکر بروید. یاد تان نرود حتما وارد شوید.

http://s3.picofile.com/file/7668979993/%D8%A8%D8%A7%D8%BA_18.jpg