بازتاب مجله باغ در سایت خبرگزاری فارس
بیست و نهمین شماره از مجله باغ، مجلهای برای کودکان و نوجوانان افغانستان ویژه بهمن ماه منتشر شد.
بیست و نهمین شماره از مجله باغ، مجلهای برای کودکان و نوجوانان افغانستان ویژه بهمن ماه منتشر شد.
کشور ما زمستانهای سرد و پر برفی دارد. در بسیاری ولایتهای کشور ما فصل زمستان بسیار طولانیست. به همین خاطر تعطیلی مکتبها در زمستان است. در زمستان کودکان و نوجوانان هر ولایت بازیهای مخصوص محلی خود را دارند. اما یخمالک، پاغُنده بازی، آدمک برفی ساختن، از بازیهای پُر هیجان و پُر طرفدار کودکان و نوجوانان است. در روزهای برفی زمستان کودکان و نوجوانان هر محله و کوچه با شادی و شوخی جمع میشوند. با کمک همدیگر روی برفها جایی را برای یخمالک خوردن میسازند. از سرما میلرزند و میخندند. دستان یخزدۀ شان را با بخار دهانشان گرم میکنند. یخمالک میزنند و لذت میبرند. با شادی و هیجان پاغُنده بازی میکنند. بعضی از نوجوانان هم در آفتاب کنار دیوار، جمع شده تُخم جنگی میکنند. آنها یک پاغُنده برف را فشار میدهند تا سخت شوند. بعد آنقدر آن را به دیوار میمالند که نوک آن تبدیل به یخ شود. هر زمان که احساس کردند تخم مرغ برفی آنها آماده شده است، با هم جنگ میدهند. پاغندۀ هر کسی شکست، بازنده است. امیدوارم زمستان و بازیهایش برای شما دوست خوب باغ مزهدار باشد. حتما در باره بازیهای زمستانی از کلانترهای خانوادۀ خود پرسان کنید. شاد باشید.
یخمالک
یکروز برفی
در خانه بودم
گُل بود بخاری
پروانه بودم
دیدم به حویلی
از پشت کلکین
پاغُنده بازی
میکرد یاسین
آهسته رفتم
با شوق بسیار
بر روی صُفّه
نزدیک دیوار
تا مادرم گفت
موزه بپوشم
پاغُنده شد تیر
از بیخ گوشم
آن روز خوردم
از صبح تا شام
در روی حویلی
یخمالک آرام
باغ علم ( آزمایشات ساده و علمی به کوشش محمدباقر حسینی)
شعر ( شعری زیبا از سید موسی زکی زاده با عنوان خداجان)
به همراه نقاشی ها و عکس های زیبای همکاران مجله خود تان

دوستان باغ سلام. باغ شماره 27 به مناسبت ماه حرم با مطالب گوناگون عاشورایی از چاپ برآمد. این شماره بعد از سلام خداجان با این جملات آغاز می شود «شب عاشوراست. ساعت یازده ونیم است. جوانان زیادی در دو ردیف سینه میزنند. بارخوان، نوحۀ سوزناکی را میخواند. چند کودک و نوجوان در گوشۀ روبروی هم نشسته اند و سینه میزنند. بارخوان، با صدای بلند میخواند (چرا مادر علی اصغر ...) دو نوجوان زنجیر به دست می ایستند و شروع میکنند به زنجیر زنی. زنجیر یکی از آنها گیر میکند به جاکتش و ناچار مینشیند. نوجوان دیگری که لباس ندارد، زنجیر را میگیرد و میخیزد. بارخوان محزون میخواند و زنجیر بالا میرود و پایین می آید.»
در ادامه نیز، مطالبی چون ولایت غور، شکوه تاریخی (معرفی ولایت غور) به داستان علاقه داشتم (مصاحبه با نویسنده نوجوان نرگس زمانی)، عاشورای کابل (خاطرات دختر سبزپوش کابل)، کودکان کربلا (معرفی کودکانی که در روز عاشورا بودند)، تشنه ترین (داستان)کِرمِ چِهره پِشَکی (علمی) و شعر عاشورایی (همرزم) را بخوانید.
مجله شما از این شماره به بعد، صفحۀ شعر اختصاصی دارد. یاد تان باشد شعرهای باغ را حتما از بر کنید و به دوستان تان هم بگویید.
راه داخل شدن به باغ (اینجاست، بفرمایید)


گلهای باغ سلام، باز هم ماه میزان آمد. مکتبها در ایران از اول ماه میزان شروع میشود. کودکان و نوجوانان با شوق فراوان به سوی مکتبهای شان میروند. غیر از خبر خوش مکتب، در این ماه برنامههای بسیار خوبی دیگر هم بود. مثلا عید قربان و عید غدیر. راستی بچهها عید گذشته تان تبریک باشد. باز هم یک خبر خوش دیگر، مجله شما «باغ» از چاپ بر آمد. شماره بیست و ششم باغ هم رسید. من که از این خبر بسیار خوش شدم. حتما شما هم از این خبر خوش میشوید. حتما به پدرجان و مادر جان تان می گویید که برای شما باغ نو بخرد. تا شما با خواندن داخل باغ نو و شوید و تفریح کنید. این بار باغ با یک نقاشی قشنگ بر روی جلد بسیار خوشرنگ شده است. در مطالب خود هم بعد از سلام خداجان ، افغاسرود مهربانی را در باره روزجهانی کودک می خوانید. ولایت قندهار انارستان افغانستان را بیشتر بشناسید. این شماره مثل شماره های قبلی هم قصه های قشنگ دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس، ساعت شما را قشنگتر تیر میکند.
بله، در این شماره مصاحبۀ از شقایق رجبی نوجوان نویسنده کشور ما در کشور زلاند نو چاپ شده که بسیار خواندنی است. آفرین به شقایق و خلاقیاهایش. حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را میتوانید بخوانید.
سلام خدا جان
سرود مهربانی
ولایت قندهار (انارستان افغانستان)
خواندن و نوشتن را دوست دارم
یک گیلاس چای در زندان
عروسی گُدیها (بازی محلی)
خلیل خدا
چوچه پخته ای
سوزن شناور
تیم فوتبال خردسالان افغانستان 5 تیم فوتبال خردسالان کوریای جنوبی صفر
شعر (لیلا)
بدوید، خیز کنید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید.
نازنین خواهرم لیلا در افغانستان
بیست و هفتمین جشنواره بینالمللی فیلم کودکان و نوجوانان، در روزهای پانزدهم تا نوزدهم ماه میزان در ولایت اصفهان ایران برگزار شد. در این دوره نیز مثل سالهای گذشته متاسفانه هیچ فیلمسازی از کشور ما شرکت نداشت. فیلمهای زیادی از کشورهای دیگر به نمایش گذاشته شد. داوران نوجوان 22 کشور خارجی در کنار داوران نوجوانان ایرانی فیلمهای برتر را انتخاب کردند. جشنواره تمام شد. با این که جای فیلم و داوران نوجوان کشورم خالی بود، اما وقتی در روز اول جشنواره نام کشورم را شنیدم بسیار خوشحال شدم. خبرنگاران نوجوان ولایت اصفهان در نامهای به کودکان جهان این چنین نوشته بودند.
دوست خوبم؛
نهلا در عراق، برادر کوچکم بشیر در فلسطین، نازنین خواهرم لیلا در افغانستان، هم کیش مهربانم فواد در سوریه ... .
سالها پیش از این کشورم ایران، درگیر جنگ تحمیلی شد و در و دیوار شهر و وطنم، طعم خمپاره (هاوان) و موشک را چشید، اما چه شیر مردانی و چه شیر زنانی داشتیم.
زمانی که پدر و مادر ما در خواب شیرین کودکی بودند، آن بزرگواران برای دفاع از ناموس و وطن جنگیدند تا امروزی، پر از آسایش و امنیت داشته باشیم.
اما تو بی گناه و معصومی!
به کدامین گناه درگیر جنگ نابخردانه شدی؟ به کدامین گناه لحظه لحظه زندگی کودکانهات، که با سوار بر رویای دلنشین پاکی باشی، تباه شد؟ و تو را به کدامین جرم ت از نعمتهای خدا محروم ساختهاند. و تو چشمان زیبای صادق دور اندیشت را به کجا دوختهای و به چه میاندیشی؟
من یک ایرانی ام،
من یک آزادهام و صدای تو را به گوش دنیا خواهم رساند. دستم را بگیر تا با هم بت بیداد استکبار را با یاری خدا بشکنیم
هیئت خبرنگاران نوجوان اصفهان

دوستان گلم. سلام، در این چند روز بسیار پشت تان دِق شده بودم. هر گنجشکی که جیک جیک کرده می آمد فکر می کردم که خبر از باغ نو آورده. تمام هوش و گوشم به آسمان بود که ناگهان متوجه صدایی از حوض کوچک حویلی شدم. خوب که گوش خود را تیز کردم، شنیدم که ماهی ریزه گک چیغ میزند که باغ شماره 25 منتشر شد. ماهی از خوشحالی روی دُم خود در حوض بازی میکرد . تعجب کردم که چطور کنجشک ها و کفترها و زاغها خبر نشده ولی ماهی ریزه گک خبر شده. خوب که سَیل کردم، دیدم که عکس ماهی ریزه گک در روی مجله باغ چاپ شده است. حق دارد که او زود تر از همه خبر شود. از این خبر من هم خوشحال شدم حتما شما هم خوشحال میشوید که داخل باغ نو و شوید و تفریح کنید، بعد از سلام خداجان ، افغانستان قهرمان را بخوانید. ولایت بدخشان را بیشتر بشناسید. این شماره مثل شماره های قبلی هم قصه های قشنگ دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس، لحظات قشنگ شما را قشنگ تر میکند. حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید.. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را میتوانید بخوانید.
سلام خدا جان
افغانستان قهرمان
ولایت بدخشان (سرزمین لعل و لاجورد)
قاری نوجوان قرآن
دوستی و برادری
دَنده کِلَک (بازی محلی)
سال بعد شاید
شهر رویاها
یادداشتی برای (ماجراهای نگین و نگار)
شعر (ستاره هشتم)
بدوید، بدوید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

مطمئناً هر کودک افغانی زمانی بشنود که یک تیم مهاجر افغانستانی پنج گل به تیم صبای قم زده موجبات خوشحالی او را فراهم میآورد.د(البته تیم امید صبای قم درست است که دوستان خبرگزاری فارس کلمه امید را فراموش کرده ان) به این واسطه میخواهیم شادی را به روح و روان کودکان افغانستان تزریق کنیم و از فضای خشونت و جنگ دور کنیم.
خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ محمد سرور رجایی از فعالان فرهنگی زبان و ادبیات فارسی است. او در کابل به دنیا آمده است. رجایی، علاوه بر سرودن شعر، داستان و تحقیق را سرلوحه کارهای فرهنگیاش قرار داده است. روزی یکی از دوستان نشریه «باغ» را به من نشان داد و دیدم که نام «محمد سرور رجایی» که امروز مسئول خانه ادبیات افغانستان است در صفحه اولش آمده است. این جا بود که با یکی دیگر از هنرهای این شاعر افغانی آشنا شدیم.
تلاش محمد سرور در حوزه کودک و نوجوانان نیز تلاش تحسین برانگیز است. با او راجع به نشریه کودک و نوجوان «باغ» به گفتوگو نشستهایم. گفتوگوی ما با این شاعر و نویسنده کودک و نوجوان افغانی را بخوانید؛
دوستان گلم. سلام، بازهم صبح امروز گنجشک ریزهگکی پرپر زنان آمد و خبر آورد. خبر بسیار خوب. وقتی از او پرسیدم که چه خبر آوردی جیک جیک کنان گفت خبر نداری؟ باغ شماره 24 از چاپ برآمد. باغبانهای مهربان، در این شماره رنگین کمانی از عکس، رسامی، داستان و شعر برای شما تهیه کرده اند. غیر از این ها دو تن از دوستان باغ برای این شماره مطلب فرستاده اند.. شما میتوانید در این شمارۀ باغ بعد از سلام خداجان بروید به مطلب عید روزه با کودکان بازی کنید. این شماره هم قصه های قشنگ و زیبا دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس، لحظات قشنگ شما را قشنگتر میکند.
سلام خدا جان
غید روزه
سمنگان تخت رستم
ماه طوق
تفنگچه اصلی
آهو و شکارچی
شهر رویایی من
تار تار تیاره
نگین و نگار
روز استقلال کشور مبارک

حتما یاد تان باشد که این شماره را هم بخوانید، به خصوص شعر صفحه آخر این شماره را که شاعر خوب وطن غلام حسن بومان آن را سروده است بخوانید و از بَر کنید.
شما می توانید بازی کنان از این کوچه سبز وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.

هر کشوری تاریخی دارد. مردمان هر کشور در تاریخ خود روزهای دارند که به آن افتخار میکنند. آن روزها را جشن میگیرند. کشور عزیز ما افغانستان هم روزهای غرور آفرین زیادی دارد. یکی از آن روزها در این ماه است، ماه اسد. بیستوهشتم این ماه، روز پس گرفتن استقلال افغانستان از کشور انگلستان است. در سالهای دور انگلیسیها برای دزدیدن استقلال ما سه بار به کشور ما حمله کردند. انگلیسیها هر سه دفعه شکست سنگینی از مردم مجاهد کشور ما خوردند. انگلیسیها در حمله دوم کابل را گرفتند و به خاطر انتقام از شکست جنگ اول، شهر زیبای کابل را که در آن زمان از شهرهای مهم و تجارتی منطقه بوده، آتش زدند و ویران کردند. باغهای میوه را در اطراف کابل آتش زدند. قلعهها را خراب کردند. اما دوباره بعد از مدتی شکست خوردند و رفتند. جنگ سوم مبارزان افغانستان با انگلیسیها به جنگ استقلال معروف است. وقتی اماناللهخان بعد از کشته شدن پدرش در سال 1919، نود و چهار سال پیش در کابل تاجگذاری شد، برای اولین بار شعارهای استقلال خواهی را بیان کرد. سخنان شاه جوان، در قلب مردم شجاع ما موجی از امید و شادی آفرید. اماناللهخان به کمک مردم، به دولت انگلیسی هند، اعلان جنگ داد. سپاه بزرگی از مبارزان کشور جمع شدند. جنگ در سه جبهه با انگلیسیها آغاز شد. با وجود وسایل جنگی انگلیسیها، مبارزان کشور به پیروزیهای رسیدند. در همان زمان سیاستمداران، در کابل و لندن نشستهای را برگزار کردند. سرانجام بعد از چندین نشست و گفتوگو در تاریخ هشتم اگوست 1919 برابر با بیستوهشتم اسد قرارداد پایان جنگ به امضای نمایندگان دو کشور رسید. اینگونه بود که استقلال افغانستان به رسمیت شناخته شده. سالروز استقلال کشور به تمام ملت بزرگ کشوره و به خصوص کودکان، سازندگان کشور حافظان استقلال مبارکباد میگوییم. یاد شهدای گمنام افغانستان جنگ با انگلیسیها گرامیباد.
به گزارش خبرنگار مهر، شماره بیست و سوم ماهنامه باغ ویژه کودکان و نوجوانان افغانستانی از سوی موسسه فرهنگی ماه نو و با مدیرمسئولی محمد سرور رجایی منتشر شد.
این ماهنامه در نخستین بخش از خود به دلیل همزمانی انتشار با ماه مبارک رمضان، یادداشتی با عنوان «به میهمانی خدا خوش آمدید» را با مضمون روزهداری و دعا در ماه رمضان برای نوجوانان درج کرده است.
«ننگرهار، جلالآباد افغانستان» عنوان گزارشی است که در آن نویسنده به معرفی ایالت ننگرهار افغانستان پرداخته و در کنار بیان تاریخچه ایجاد این ولایت به معرفی داشتههای فرهنگی و اقتصادی آن نیز توجه نشان داده است.

کرمج نیز عنوان داستانی است از سیداحمد مدقق در این شماره از باغ که درباره آرزوی یک نوجوان برای تصاحب یک کفش ورزشی فوتبال است و در زبان پشتو از آن با لفظ «کرمج» یاد میشود.
محمد سرور رجایی نیز در این شماره از باغ به بازآفرینی داستانی درباره مجاهدین افغان با عنوان «یازده تیر» پرداخته است. وی همچنین در یکی دیگر از صفحات این ماهنامه به معرفی شعر محلی «غچی غچی بهار شد» پرداخته است که یک شعر محلی کودکانه در افغانستان به شمار میرود و کودکان و نوجوانان افغان پس از خواندن آن آرزوهای خود را برای همدیگر بیان میکنند.
ماهنامه باغ در 15 صفحه و با قیمت 500 تومان منتشر شده است.

دوستان گلم. سلام، امروز گنجشک ریزهگکی پرپر زنان آمد و خود را از خوشحالی به شیشه خانه ما زد. وقتی از او پرسیدم که چه خبر است؟ کم بود که شیشه را میده کنی. جیک جیک کنان گفت خبر نداری؟ باغ شماره 23 از چاپ برآمد. باغبانهای مهربان در این شماره بسیار زحمت کشیده اند. شما میتوانید در این شمارۀ باغ بعد از سلام خداجان ولایت چی چی هار، آ یادم آمد، ولایت ننگرهار را بیشتر بشناسید. این شماره هم قصه های قشنگ و زیبا دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس، با خبرهای مخصوص کودکان کشور، لحظات قشنگ شما را قشنگتر میکند. رسامی مرا هم در روی جلدش بالای یک درخت قشنک کشیده. حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید.. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را میتوانید بخوانید.
سلام خدا جان
به مهمانی خدا خوش آمدید
ننگرهار جلال آباد افغانستان
کِرمِج (داستان کوتاه)
تفنگ یازده تیره
یا صاحبالزمان
میلاد امام حسین
غُچّی غُچّی بهار شد ( شعر)
نامهای برای پدر
زبان مادری
شعر (نسیم)
شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.
به مهمانی خدا خوش آمدید
سلام آینده سازان میهن! به ماه مهمانی خدا خوش آمدید. هر سال، خدای مهربان از تمام مسلمانان جهان، دعوت میکند تا در جشن مهمانی ماه رمضان شرکت کنند. در این ماه، خداوند از ما میخواهد که بیشتر به فکر یکدیگر باشیم تا از گرفتاریهای یکدیگر باخبر شویم.
اميدواریم که امسال شما هم با خوشی همراه خانوادههای تان، ماه مهماني خدا را آغاز کرده باشین. حتما میدانید که در اين ماه قرآن از طرف خدای مهربان به پيامبرمهربان اسلام نازل شده است.
دوستان! اگر شما به یک مهمانی یا جشنی بسیار باشکوه دعوت شوین، چه کار میکنید؟ آفرین! کوشش میکنید که لباسهای نو و قشنگ بپوشین. به احترام صاحبخانه کاری نمیکنید که دور از ادب باشد. حالا کسی شما را به مهمانی دعوت کرده که او خالق شماست. اوست که آسمان و زمین و همهی نعمتهای آن را برای شما آفریده است. اما ماه مبارک رمضان فرصتي است براي خوب شدن و خوب ماندن. بله، میدانیم که شما بچه ها هميشه خوب بودين و هستين. خوب هم میدانید که ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت خداست، ماهيست که خدا برای همۀ بندهگان، زمان میدهد که از اشتباهاتی که در یکسال کرده است، عذرخواهی کند.
در این ماه، کسانی که به سن تکلیف رسیدهاند، یک ماه روزه میگیرند. شما هم اگر دوست داشتین، از پدر و مادرتان بخواهید بیدار تان کند و همراه آنها سحری بخورید. در روز بعد، تا هر زمان که توانستید روزه بگیرید.
اما دوستان! ياد تان نرود، برای هرچی و هرکسی را که دوست دارین پیش از افطار دعا کنين. البته باغ اصلیتان، افغانستان را فراموش نکنین. آخر شما گلهای باغ افغانستان هستید، پاک و خوشرنگ و خوشبو.
دوستان! می دانید که پروان نام یکی از ولایات کشور ماست. ولایتی شاداب و سرسبز در شمال کابل و با تاکستانهای معروف.اما چند روز پیش نشریه بسیار خوشرنگی به نام پروان را دوستی برای من آورد. این نشریه در یک ورق آچهار رنگی و در دو صفحه منتشر شده است. اگر چه از دست اندرکاران هیچ نامی برده نشده است، ولی برای معرفی این نشریه نوشته شده، (پروان نشریه کودکان مهاجر افغانستان، شماره اول نوروز 92) این نشریه خوشرنگ، کمی که نه، بسیار لهجه دارد و با لهجۀ صاف تهرانی هم پروان را معرفی کرده است. غیر از آن فقط رنگ و رویش کودکانه است ومطالبش برای کودکان نیست. این نشریه یک ورقی، در مطلبی به شکست اسکندر از مردم افغانستان اشاره کرده و نوشته است (...اسکندر بعد از شکست از مردم افغانستان، در نامۀ به مادرش مینویسد که مادر عزیزم، سرزمین ما یک اسکندر داشت، اما من به سرزمینی رسیدم که همۀ آنها اسکندر هستند. مجبورم که عقب نشینی کنم)
باغ بالا آرزو دارد که پروان، خوشرنگ بماند و با لهجۀ شیرین پروانی با ما گپ بزند. کاش در شماره بعدی هم مسئولینش را معرفی کند که ما به آنها یک مانده نباشی گرم بگوییم.
به یاد اولین معلمم، ملای مسجد قلعه شاده کهنه
سال 53 یا 54 بود. یکروز مادر کلان خدا بیامرزم، دست من و کاکای کوچکم را که بزرگتر از خودم بود، گرفت و با یک پاکت شیرنیگک به مسجد قلعه شاده کهنه، که در آن زمان خندقی کلانی در کنارش بود، برد. نمیدانم، به ملای مسجد چه میگفت که او به طرف من سَیلْ میکرد. آنوقت ما در غرب کابل، در قلعهشهاده کهنه زندگی میکردیم.
دوستان گلم. سلام، یک خبر خوش، باغ شماره 21 هم آمد. در این شمارۀ باغ میتوانید ولایت تاکستان های کشور را بیشتر بشناسید. بله ولایت سرسبز پروان را، این شماره هم قصه های زیبا زیبا دارد و هم شعرهای قشنگ، رسامی و عکس، با خبرهای مخصوص کودکان کشور، لحظات قشنگ شما را قشنگتر میکند. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می توانید بخوانید. هوا خوری در باغ یاد تان نرود.
سلام خدا جان
معلم فداکار
ولایت پروان شهر تاکستان های کشور
هوا خوری (خبرهای مربوط کودکان)
کودتای هفت ثور
آواز هزار دستان
شکاری و گرگ
باغ در نمایشگاه
آواز غزنین
شعر (کوه نور)
شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.
بانوی مهر
برای تمام معلمان فداکار و به خصوص معلمی که در اردیبهشت ماه 1389 بهشتی شد.
می خوانم از معلم
از یک معلمِ خوب
با بُغض سالخورده
با مُژّه گان مرطوب
از آن معلمی که
طرح نوی درانداخت
آتش گرفت جانش
خود را به آب انداخت
از چشمه تا به دریا
از خاک تا به خورشید
پرکرده این جهان را
ایثار، عشق، امید
بانوی مهر، دانش
با افتخار رفتی
با این همه زمستان
با نوبهار رفتی
مهتاب ماه ثَوری
خورشید ماه جوزا
نامت همیشه جاری
نامت همیشه دریا

سلام، خوش آمدید، مانده نباشید. از این طرف (بفرمایید). درست آمدید، بله بله. کوچه باغ بیست همین جاست. باغ بیست برای دوستان بیست.
سلام و باز هم سلام، دوستان گلم. باغ شماره 20 با معرفی پایتخت فرهنگی جهان اسلام، ولایت باستانی غزنی از چاپ برآمد. این شماره با قصههای زیبا و شعرهای قشنگ، رسامی و عکس، لحظات قشنگ شما را قشنگتر میکند. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می توانید بخوانید. هوا خوری در باغ یاد تان نرود.
سلام خدا جان
زنگ آغاز مکتب
غزنه، پایتخت فرهنگی جهان اسلام
هوا خوری (خبرهای مربوط کودکان)
ماما رمضان
درخت سیب مهربان
قوقوقو بلگ چنار
من حَمَل هستم
17 گل در سه بازس
شعر (دختران افغانستان)
راستی دوستان نازنین! تا فایل باغ را برای دانلود بگذارم، این مطلب را از مجله خود تان را بخوانید.
من حَمَل هستم.
سلام دوستان! اگر یادتان باشد، برادرم حوت، پارسال گفت که ما دوازده برادر هستیم. اولین و کوچکترین آنها من هستم، همیشه در روز اول سال به میهمانی شما میآیم. پیش از آمدن من، مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، آذربایجان و حتی مردم پاکستان و هندوستان در انتظار من هستند. چرا؟ چون با آمدن من بهار و نوروز میآید. نوروز، یکی از نمادهای فرهنگ مشترک این کشورها و به خصوص فارسیزبانان است. راستی میدانید که حَمَل یعنی چه؟ آفرین!
حمل یعنی بَرّه، از هزاران سال پیش، در وقت آمدن بهار، خورشید در جایی میرسید که سه ستاره هم در آنجا بودند. سه ستارۀ کمرنگ به صورت یک مثلث. مردمان قدیم هم خیال میکردند که شکل برّه است. در افسانۀ قدیمی نوشته شده که دو برادر از ترس دشمنانشان به کوهی بسیار بلند پناه بُردند. اما دشمنانشان آنها را پیدا کرده و میخواستند آنها را بکشند. اما خدای مهربان برای نجات آنها یک قوچ طلایی میفرستد. آنها هم سوار قوچ میشوند و با خوشی از روی دریاها و کوهها میگذرند و به آسمانها پرواز میکنند و برای همیشه در آسمان میمانند.

نونهالان افغانستان در مسابقات آسیایی گل کاشتند
تیم فوتبال زیر چهارده سال افغانستان در مسابقات آسیایی در کشور نپال روز پنجشنبه، تیم ضعیف نونهالاان بوتان را با نتیجه 15 بر صفر شکست داده و در صدر گروه خود ایستاد. فوتبالیستهای کوچک کشور ما پیش از این هم بر تیم زیر چهارده سال کشور نپال که میزبان این مسابقات است با نتیجه دو بر یک، پیروز شده بودند.
در این مسابقات 40 کشور آسیایی شرکت کرده و در پایان 16 تیم برتر به مسابقات جام ملت های نونهالان آسیا راه پیدا می کنند. حریف بعدی افغانستان تیم زیر 14 سال کشور تاجیکستان است. چالب است بدانید که سرمربی تیم فوتبال نونهالان افغانستان آقای ظاهر حسنی، از مهاجران ساکن ایران است. حسنی فوتبال خود را با تیم های فوتبال مهاجران افغانستانی از زمین های خاکی باقر آباد و شهر ری آغاز کرده است.

این شعر، از سروده های ماندگار شادروان، محمدآصف مایل است. مطمئنا تمام دانش آموزان افغانستان با خواندن دوبارۀ این شعر یاد دوران خوش کودکی شان می افتد. یاد روزهایی که صنف سوم بودند. تقدیم به تمام دانش آموزان امروز و دیروز.
مژده که
آمد بهار
سبزه و گل بیشمار
آب فراوان به باغ
گشته روان هرکنار
غُچّی و پروانه شد
زنده به بوی بهار
بلبل آبی کند
غلغله درجویبار
کرده شگوفه به باغ
درخت سیب و انار
برلب آب روان
سایۀ بید و چنار
کوکو زنان فاخته
نشسته برشاخسار
به شاخ سرو بلند
ناله کند زار زار
ز خانه مور و ملخ
گشته روان سوی کار
تو هم بدو پشت کار
ای پسرهوشیار
دوستان سلام، سال نو تان مبارک. باغ شماره 19 برای خوش آمد گویی به بهار منتشر شد. قصه های زیبا و شعرهای قشنگ این شماره با رسامی و عکس ، روزهای بهاری شما را قشنگ تر می کند. باغ شما در این شماره مطالب زیر را آماده ساخته است. پس چکر زدن در باغ یاد تان نرود.
سلام خدا جان
نامهای از کابل (خورشید ده ساله متعلم صنف سوم)
بلخ، ولایت گل سرخ
عاشق پرواز بود
هفت میوه نوروز
من حوت هستم
شب اللهاکبر
باغچه دوستی

کلاه بُردک (بازی محلی)
شعر بهار (شاعر شادروان محمدآصف مایل)
شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ نوروزی خود تان شوید و گل بچینید.
24 حوت 1358
قیام خونین
قیام خونین 24 حوت شهر هرات، از ولسوالیها شروع شد. آن روز پنجشنبه بود که مردم با چوب، بیل و کلنگ بر تانکهای روسی حمله کردند. قیامگران مجاهد با جنگ تن به تن و شهدای زیاد، تعدادی از مراکز دولتی را گرفتند.
فردای آن روز ، در روز جمعه قیام خونین مردم مجاهد هرات ادامه مییابد. والی وقت هرات با فرمانده فِرقه 17 و با فرمان جنرال روسی برای سرکوب قیامگران دست به کار میشوند. جِتها و هلیکوپترهای توپدار روسی از آسمان و صدها تانک دیگر از زمین، بر سر مردم آتش باریشان را شروع میکنند. قتل عام قیامگران آغاز میشود. اما مردم قهرمان هرات عقب نشینی نمیکنند. قیامگران یکی پس از دیگری شهید میشوند. بازهم مردم اللهاکبر گویان پیش میروند.
روز شنبه، بیست و ششم حوت، اتفاق مهمی میافتد. تعدادی از صاحبمنصبان مسلمان فِرقه 17 هرات به حمایت و طرفداری از مردم مسلمان، قیام میکنند. آنها به مکانی حمله میکنند که روسها و نوکران داخلیشان برای کشتن بیشتر مردم، جلسه داشتند. آنها بعد از کشتن روسها و دولتیها به مجاهدان تفنگ میدهند و با کمک هم شهر هرات را آزاد میکنند. مردم آزادی شهرشان را جشن میگیرند.
اما جشن پیروزی مردم، بسیار زود با حمله وحشیانه روسها از زمین و هوا به غم تبدیل میشود. روسها و نوکرانشان با بیرحمی زیاد از زمین و هوا بر سر مردم آتش میریزند. بخشهای مهم شهر ویران میشود و قیام هم سرکوب میشود. هزاران نفر از مردم مسلمان هرات کودکان، زنان، جوانان و پیر مردان شهید میشوند. جنازههای شهدا تا چند روز به خیابانها و کوچهها میمانند. بعضیها نوشتهاند که در قیام 24 حوت هرات 24هزار نفر شهید شدهاند. یادشان گرامی باد.
دوستان سلام، باغ شماره 18 هم رسید. در این شماره شما می توالنید این مطالب را بخوانید.
سلام خدا جان
ولادت پیامبر مهربانی و امام جعفر صادق مبارک
ولایت هرات، آیینه تاریخ کشور
کودکان در نمایشگاه عکس
26 دلو، روز غرور ملی
آبوبه جان، بازی محلی و دخترانه
قصری کنار دریا
کار پر در آمد
نویسنده کوچک
شعر کمپیرک
قصه ها و شعر های این شماره باغ را، رسامی ها و عگس های بسیار قشنگ آن با صفحه آرایی خوب بسیار خواندنی کرده است. شما می توانید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شده و به چکر بروید. یاد تان نرود حتما وارد شوید.
