نازنین خواهرم لیلا در افغانستان

نازنین خواهرم لیلا در افغانستان

بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان، در روزهای پانزدهم تا نوزدهم ماه میزان در ولایت اصفهان ایران برگزار شد. در این دوره نیز مثل سال‏های گذشته متاسفانه هیچ فیلمسازی از کشور ما شرکت نداشت. فیلم‏های زیادی از کشورهای دیگر به نمایش گذاشته شد. داوران نوجوان 22 کشور خارجی در کنار داوران نوجوانان ایرانی فیلم‏های برتر را انتخاب کردند. جشنواره تمام شد. با این که جای فیلم و داوران نوجوان کشورم خالی بود، اما وقتی در روز اول جشنواره نام کشورم را شنیدم بسیار خوشحال شدم. خبرنگاران نوجوان ولایت اصفهان در نامه‏ای به کودکان جهان این چنین نوشته بودند.

دوست خوبم؛

نهلا در عراق، برادر کوچکم بشیر در فلسطین، نازنین خواهرم لیلا در افغانستان، هم کیش مهربانم فواد در سوریه ... .

سال‏ها پیش از این کشورم ایران، درگیر جنگ تحمیلی شد و در و دیوار شهر و وطنم، طعم خمپاره (هاوان) و موشک را چشید، اما چه شیر مردانی و چه شیر زنانی داشتیم.

زمانی که پدر و مادر ما در خواب شیرین کودکی بودند، آن بزرگواران برای دفاع از ناموس و وطن جنگیدند تا امروزی، پر از آسایش و امنیت داشته باشیم.

اما تو بی گناه و معصومی!

به کدامین گناه درگیر جنگ نابخردانه شدی؟ به کدامین گناه لحظه لحظه زندگی کودکانه‌ات، که با سوار بر رویای دلنشین پاکی باشی، تباه شد؟ و تو را  به کدامین جرم ت از نعمت‏های خدا محروم ساخته‏اند. و تو چشمان زیبای صادق دور اندیشت را به کجا دوخته‌ای و به چه می‌اندیشی؟

من یک ایرانی ام،

من یک آزاده‏ام و صدای تو را به گوش دنیا خواهم رساند. دستم را بگیر تا با هم بت بیداد استکبار را با یاری خدا بشکنیم

هیئت خبرنگاران نوجوان اصفهان

 

باغ شماره 25

http://s2.picofile.com/file/7953000535/1.jpg


دوستان گلم. سلام، در این چند روز بسیار پشت تان دِق شده بودم. هر گنجشکی که جیک جیک کرده می‏ آمد فکر می کردم که خبر از باغ نو آورده. تمام هوش و گوشم به آسمان بود که ناگهان متوجه صدایی از حوض کوچک حویلی شدم. خوب که گوش خود را تیز کردم، شنیدم که ماهی ریزه‏ گک  چیغ می‏زند که باغ شماره 25  منتشر شد. ماهی از خوشحالی روی دُم خود در حوض بازی می‏کرد . تعجب کردم که چطور کنجشک ها و کفترها و زاغ‏ها خبر نشده ولی ماهی ریزه گک خبر شده. خوب که سَیل کردم، دیدم که عکس ماهی ریزه گک در روی مجله باغ چاپ شده است. حق دارد که او زود تر از همه خبر شود. از این خبر من هم خوشحال شدم حتما شما هم خوشحال می‏شوید که داخل باغ نو و شوید و تفریح کنید،  بعد از سلام خداجان ، افغانستان قهرمان را بخوانید.  ولایت بدخشان را بیشتر بشناسید. این شماره مثل شماره های قبلی هم  قصه‏ های  قشنگ دارد و هم شعرهای مقبول و خواندنی، رسامی و عکس‏، لحظات قشنگ شما را قشنگ ‏تر می‏کند.  حتما یاد تان باشد که سیل کنید و شعر صفحه آخر این شماره را که جناب محمدکاظم  محقی شاعر جوان وطن ما سروده است بخوانید و از بَر کنید.. در این شماره باغ، شما مطالب زیر را می‏توانید بخوانید.

سلام خدا جان

افغانستان قهرمان

ولایت بدخشان (سرزمین لعل و لاجورد)

قاری نوجوان قرآن

دوستی و برادری

دَنده کِلَک (بازی محلی)

سال بعد شاید

شهر رویاها

یادداشتی برای (ماجراهای نگین و نگار)

شعر   (ستاره هشتم)

بدوید، بدوید از این کوچه پر گل وارد باغ خود تان شوید و گل بچینید.