روز کتاب خوانی
خوشتر آن بود که امسال به مناسبت روز جهاني کتاب کودک، سخن از وضعيت کتاب و کتابخواني و راههاي ترويج آن به ميان ميآمد، اما گاه شرايطي پيش ميآيد که گذشته از تهديد فرهنگ کتابخواني ميان کودکان، خود آنها و حياتشان را نيز تهديد ميکند. اين شرايط را ميتوان در وجوه گوناگوني مشاهده کرد، همچون نظاميگري، سوء استفاده از نيروي کار کودکان، آزار و اذيت آنها و مانند آن.
گرچه در دنياي سياست و مناسبات قدرت، حذف دشمن و رقيب، از صحنه نبرد و رقابت امري رايج است، اما در عوض پيمانهاي نوشته و نانوشتهاي داريم که با تکيه بر اصول اخلاقي و انساني، سرايت آتش نزاع را به زندگي غيرنظاميان برنميتابند و مجاز نميشمارند. حتي به فرض نبود اين اهرم هاي قانوني بازدارنده، عقل چگونه ميپذيرد که افراد مسن، زنان و کودکاني که نقشي در معادلات قدرت ندارند، قرباني شوند؟
اگر آواي مظلوميت کودکان به گوش سياستمداران و نظاميان جهان نميرسد، آيا نويسندگان حوزه کودک نيز بايد سکوت پيشه کنند؟
امروز از افغانستان و عراق و فلسطين گرفته تا کشورهاي جنگزده در آفريقا، آمريکاي لاتين و حتا کشورهاي توسعهيافته، کودکاني قرباني حرص و توسعهطلبي متجاوزان ميشوند و يا عزيزان خود را از دست ميدهند.
با اينهمه، گرچه يکي از بارزترين نمودهاي ستم به کودکان، در صحنههاي جنگ و خونريزي حادث ميشود، اما فاجعه ديگر از مرز درگيريهاي نظامي فراتر رفته و بردگي مدرن، در همه عرصهها دامن گسترده است. بچهها اينجا و آنجا خارج از مقررات و قوانين مدني به کارهاي سخت و مشقتبار گمارده ميشوند، هدف شقاوتها و خشونتها قرار ميگيرند، زير سلطه طمعکاران به بيگاري کشيده ميشوند، متأثر از بيقانونيها و قانونشکنيها از تحصيل و بهداشت، محروم ميمانند و سرانجام طعمه آزار و اذيت ميشوند.
گويا قرار است ما بزرگترها براي حفاظت از هر چيز داد و ستد کنيم، مگر حفظ حقوق کودکان؛ زيرا هنوز باور نکردهايم که خردسال بودن، چيزي از حقوق کودکان نميکاهد. گويا ما هنوز اين انگاره را در سر داريم که کودک، نمونه ناقص نوع انسان است.
امروز ما به عنوان گروهي بزرگ از داستاننويسان، شاعران، مترجمان، منتقدان، پژوهشگران و روزنامهنگاران حوزهي کودک و نوجوان، اعتراض خود را نسبت به ستمي که بر اين قشر ستمديده و آسيبپذير ميرود، فرياد ميکنيم. ما تمام همکاران و همقلمان خود را در هر مرز و بوم فراميخوانيم تا در برابر فزونخواهي و ستمگري سياستبازان و جنگطلبان که بيش و پيش از هر گروه، کودکان بيپناه را قرباني ميکند، بايستند و نقش تاريخي خود را ايفا کنند.
بياييد همه با قلمها و قدمهاي خود، اين ديدگاه والا را بر صدر بنشانيم که يکي از مقتضيات جهان مدرن، به رسميت شناختن کودک است. بياييد کودک را انساني بدانيم که نه تنها از حقوق اجتماعي و فرهنگي همساني با بزرگترها برخوردار است، که به دليل پارهاي از محدوديتهاي طبيعياش، بايد مورد توجه مضاعف قرار گيرد. تنها در اين صورت است که کودک نه فقط همچون مصرفکننده کالاهاي فرهنگي و غيرفرهنگي، که در مقام مؤلفهاي توانا در ساختن جهان متن و فرامتن، شناسايي ميشود و مشارکت ميورزد.
اينک بار ديگر 14 فروردين روز جهاني کتاب کودک را گرامي ميداريم و خداوند را ميخوانيم که نوروز و سال نو را طليعهاي براي شکوفايي فرهنگ کودکان سرزمين ما و ديگر سرزمينها قرار دهد.
كلكيني براي همه كودكان افغانستان