شکوفه گک 2

 

دوستان عزیز! خوب دقت کنید شاید این عکس را بشناسید. این عکس هانیه امیری ۶ ساله است. در مورد پیگیری و شناسایی  خوب ترش  دو بار دیگر هم به شیرخوارگاه آمنه تلفن زدم ولی با تاسف مددکار بخش حضور نداشت. هیچ خبر تکمیلی دیگر در این باره ندارم. فقط با اظهار تاسف و طبق قول قبلی ام عکس این شکوفه گک چشم به راه را گذاشتم.

شکوفه گک

خزان سال 71 بود . آنوقت من کابل بودم. اوج جنگهای کابل بود. کودکانی بسیاری بودند که پدر یا مادرشان را هیولای به نام جنگ بلعیده بودند. قابل ترحم بودند و نوازش . اما در همان شرایطی سخت هیجگاه نشنیدم مادری کودکش را به امان خدا بسپارد. هر روز خبر می شدم که خیلی از مادران برای کودکان شان سپر آتش شدند و جان فرزندان شان را نجات دادند. راستش دلم زیاد نمی گرفت.شاید چون پدر نبودم و یا اینکه غم غربت را ندیده بودم. اما امروز وقتی روزنامه ایران را ورق می زدم غمی بزرگی بر دلم چنگ انداخت. اشک بر چشمانم حلقه زد. احساس کردم این ندای مظلومیت و کمک خواهی از هانیه خودم است. (دختر کوچکم هانیه نام دارد و 4سالش است)باور کنید حالا که این متن را می نویسم  بغضم گرفته. چه مادر سنگدلی است مادر هانیه وهمایون که دو شاخه گلش را رهاکرده و هیچ خبری از او نیست. او کجا رفت؟ پدر این دوشاخه گل کیست؟ فامیل شان کیست؟ اگر کسی از خانواده و فامیل و حتی از آشنایی این دو شکوفه گک چشم به راه خبر دارند، آنهار با خبر کنند که این شکوفه گکا در شیرخوار گاه آمنه  هستند و چشم به راه دارند. آنها گم نشدند، بلکه رها شده اند.من به روزنامه ایران زنگ زدم، گروه اجتماعی آنها گفت که این کودکان در شیرخوارگاه آمنه هستند و اطلاعاتی زیادی ندادند. در شیرخوارگاه آمنه  هم چندین بار زنگ زدم ولی متاسفانه جواب تلفن را کسی نداد. به زودی عکس هانیه گک را می زنم چون در روزنامه ایران فقط عکس او بود نه همایون برادرش.  نوشته زیر عین جملاتی است که امروز شنبه در صفحه 11 روزنامه ایران با تیتر ( کجایی پدر) چاپ شده است. حطما بخوانید شاید شما بشناسید.

خواهر و برادر گمشده

    من هانيه اميري هستم و 6 ساله ام. همايون برادرم 5 ماهه است . مادرمان بومانه وفايي اهل افغانستان است . در تاريخ 9/1/88 مادرمان ما را به شيرخوارگاه آورد و ديگر هيچ وقت برنگشت . حالاماه هاست که من و برادرم چشم به در دوخته ايم تا مادر از راه برسد . ما را مي شناسيد؟

مطبوعات کودک

اولین نشریه کودکان و نوجوانان در افغانستان سراج‌الاطفال ، در دوران زمامداری  امان الله خان تجدد طلب،  به صورت  ضميمه در كنار سراج‌الاخبار منتشر می‌شد. با تاسف  امروز  بعد از هشتاد سال کشور ما در جای اول خود است. انگار کرزی خان قدرت را از امان الله خان گرفته باشد.  بعضی از مسئولان فرهنگی ما بادی به غبغب می اندازند و با افتخار می گویند که  در افغانستان امروز بیش از چهار صد نشریه چاپ و منتشر می شود. حالا بماند که چه نشریه ای. اما از اینکه مطبوعات کودک و نوجوان در این آمار چه نقشی دارند، هیچ حرفی بیان نمی شود. با توجه به اینکه بیش از 50  در صد جمعیت ما را  کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند، سهم مطبوعات کودک در این آمار تقریبا به صفر می رسد. نشریه های چون انیس کودک، پرواز ، رنگین کمان، ضمیمه روزنامه نجات و دوسه موردی دیگر، آنهم اگر باشد، خیلی ناچیز است و در حد یک فاجعه. بسیاری از همین نشریه های کودک که به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسند، فقط رنگ روی جلد شان کودکانه است و بس. حالا این سوال  پیش می آید که چرا مسئولان فرهنگی ما کودکان و نوجوانان را فراموش کرده اند و اگر یاد ندارند که به کودکان فکر کنند از کشور های پیشرو در این زمینه الگو برداری کنند.  مثلا کشور اندونیزیا که ( مثل افغانستان) حدود چهار صد نشریه  چاپی دارد. روزنامه ی برای کودکان به نام (برانی) به معنای شجاع  منتشر می کند،  سه سال هم از انتشار آن می گزرد . جالب است که شعار این روزنامه  16 صفحه ی (ملتی که توسعه می یابد، ملتی است که مطالعه می کند) است.

خوانندگان دایمی  این روزنامه  کودکانی است که در دوره ابتدایی و متوسطه درس می خوانند. بنیان گذار و سردبیر 64 ساله آن که یک معلم باز نشسته است می گوید: وقتی فهمیدیم بچه های اندونیزیایی در مقایسه با دیگر بچه های کشور ها از نظر سواد در سطح پایینی هستند و فقط 30 در صد از مطالبی را که می خوانند، می فهنند تصمیم به انتشار این روزنامه گرفتیم.

قانون نوشتن در این روزنامه هم این است که هیچ جمله ای از 18 کلمه بیشتر نیست و به سفارش یک روانشناس کودک از درج اخبار مربوط جنایت، تروریسم، قتل و بم گذاریها خود داری می کند. موضوعی که متاسفانه از پر رنگ ترین اخبار رسانه های چاپی و تصویری افغانستان امروز است. این روزنامه بچه هارا تشویق می کند که  گزارش اختصاصی و مقالات ادبی بنویسند و برای  چاپ در روز های سه شنبه و جمعه بفرستند. البته حق التحریر هم به مطالب چاپ شده تعلق می گیرد.  هدف این روزنامه کودکان  که دو روپیه  قیمت دارد این است که بیش  از 100 هزار خواننده داشته باشد.  سردبیر ان می گوید: بزرگ ترین رقیب ما نه روزنامه و نشرات  بلکه تلویزیون است. بچه ها ترجیح می دهند به جای خواندن نشریه ، تلویزیون نگاه کنند.

 آیا مسئولان فرهنگی ما به خصوص رییس جمهور آینده ما که حطما باز تقلب می شود و کرزی جان انتخاب می شود، از سطح دانش آیندگان کشورش آگاهی دارد؟